سوال: سلام، من سه سال پیش ازدواج کردم .از اول ازدواج تا همین الان شوهرم وقتی خونه میاد جلو تلویزیون دراز می کشد و انتظار دارد من نوازشش کنم اصلا متوجه نمی شود که من هم یک زن هستم و شاید خیلی بیشتر از ایشان نیاز به محبت و نوازش و عشق داشته باشم. بخاطر این رفتارهاش ما تا طلاق هم پیش رفتیم ولی وساطت بزرگترهامون نگذاشت جدا شویم اما من خیلی از این مرد و زندگی خسته شدم، چون فوق العاده آدم احساساتی هستم و با این حال با تمام احساسم برای ایشان همه کاری می کنم ولی واقعا خسته شدم هیچ وقت بدون او جایی نمی‌رفتم ولی الان به جایی رسیدم که با یک تعارف ساده با خانواده ام به سفره 6 روزه رفتم و انتظار داشتم وقتی برمی گردم دلش برام تنگ شده باشد ولی باز هم طبق معمول با اینکه شب کار بود و باید ساعت 9 شب می رفت از سر ظهر که بیدار شد رفت سرکار واقعا بریدم از این زندگی شما راهنماییم کنید چکارکنم؟
لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید






اصلا متوجه نیست منم به محبت نیاز دارم!!!




طبقه بندی: ارتباط با همسر، 
برچسب ها: محبت به همسر، روابط زناشویی، محبت، عشق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 | توسط : میهن بلاگ
مشکل من و شوهرم بی محبتی خانواده اش نسبت به منه
یک ساله که عقد کردیم تو این مدت مادرش بیشتر از همه ازار و اذیت میکنه چرا چون مخالف ازدواج ما بوده و هر چی هم بهش محبت میکنم نمیبینه و همسرم هم اعتراضی به رفتار مادرش نداره میگه تحمل کن تحمل کن
دو ماه مونده به مراسم عروسیمون اما همراه دخترش و پسرا و عروساش میاد خونه که هنوز عروس پا توش نذاشته هر چی به همسرم میگم ما هنوز عروسی نکردیم و مهمون دادند تو خونمون درست نیست گوش نمیده از طرفی هم از طرف خانواده خودم تحت فشارم که چرا میذاری قبل عروسی بیان تو خونت
واقعا از این شرایط خسته شدم نمیدونم چیکار کنم….


پاسخ سوال:

در ابتدا، یک نکته را مدنظر داشته باشید که بعضی از اعمال و رفتارها، نتیجه‌اش کمی دیر نشان داده می‌شود. لذا اگر شما به مادر همسرتان محبت می‌کنید و در مقابل جواب درستی نمی‌بینید، عجله نکنید؛ زیرا طول می‌کشد تا نتیجه بدهد.

گذشته از آن، اگر شما به مادرشوهرتان محبت نکنید و بد رفتاری با او بکنید، مطمئنا وضع از این هم که هست بدتر می‌شود و ناراحتی و دلخوری نسبت به هم بیشتر می‌شود و همین عامل باعث خراب شدن روابط شما با همسرتان نیز می‌شود و روابطتان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از طرفی همسرتان بین دو راهی قرار خواهد گرفت که نمی‌داند از چه کسی جمایت کن د و چه بسا ناخواست و براساس شرایط نتواند از شما حمایت کند.

پس بهترین راه این است که مادرشوهرتان را همینطور که هست، بپذیرید و با رفته رفته با او کنار بیایید و سعی کنید با بهتر کردن روابطتان با او دل مادرشوهرتان را بدست بیاورید. البته از آنجایی مادرشوهرتان از همان اول مخالف ازدواج گل پسرشان با شما بودند، لذا برای بهبود روابط میان شما و ایشان، نیازمند زمان، صبر و تدبیر است تا به تدریج نگرش و رفتار مادرشوهرتان نسبت به شما تغییر کند.

پس فکر اینکه پاسخ به رفتار نادرست مادرشوهرتان را بدهید و با او بخواهید بحث کنید از ذهن خود بیرون کنید و هیچگاه نسبت به خانواده همسرتان نزد ایشان و دیگران بدگویی نکنید که به شدت روابط شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

توجّه داشته باشید که حضور و وجود مادرشوهرتان می‌تواند یک فرصت مناسبی برای بهبود روابط شما با همسرتان هم باشد.(مطمئنا هر چقدر رابطه شما با مادرهمسرتان توأم با احترام باشد و همچون مادر خود به ایشان احترام بگذارید، رابطه شما و همسرتان نیز بهتر خواهد شد.) پس با دوری از هر گونه تنش با خانواده همسرتان، سعی کنید رابطه احترام آمیز خود را با آنها حفظ کنید و چه بسا گسترش دهید. البته باید به اندازه‌ای باشد که مورد سوءاستفاده نیز قرار نگیرید.

در مورد اینکه هنوز شما به صورت رسمی وارد منزل خود نشدید، خانواده همسرتان به منزل مشترک شما می‌آیند، چه بسا اشکالی نداشته باشد.

چه بسا علت آمدن آنها به منزل شما، عاملش شما و همسرتان باشد؛ زیرا اگر شما قبل از رسمی شدن این مسأله به منزل مشترکتان نیایید و خود را مستقل ندانید، کسی هم انتظار دعوت شدن و... را نخواهد داشت، ولی شما از آنجایی گاه به گاه به منزل خود ‌می‌آمدید و خود را مستقل می‌دانستید، این سوءتفاهم یا سوءاستفاده واقع شدن صورت نمی‌گرفت.

البته منظور این نیست که شما قبل از مراسم عروسی، حق رفت و شد به منزل مشترکتان را ندارید؛ بلکه قبل از هرچیزی، باید شرایط و موقعیت بوجود آمده را مدنظر داشته باشید تا موجبات سوءتفاهم و سوءاستفاده واقع شدن قرار نگیرید.

امّا برای اینکه از طرف خانواده تان هم تحت فشار قرار نگیرید، بهتر است بعضی از شرایط و موقعیتهای بوجود آمده را به خانواده خود انتقال ندهید؛ مثلا لزومی ندارد به آنها بگویید که خانواده همسرم به منزل ما به عنوان دعوتی یا مهمانی می‌آیند؛ زیرا بازگو کردن این موارد به خانواده‌تان علاوه بر حساس شدن آنها، باعث دلخوری و ناراحتی خانواده خودتان نیز می‌شود و در ادامه ناخواسته سوءتفاهماتی به دنبال خواهد آمد.





برچسب ها: مادرشوهر، همسر، محبت، رفتار نادرست، دعوتی، مهمانی، عروسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 22 تیر 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام، من دختری 23 ساله هستم، که الان 2ساله با پسر مورد علاقم عقدکردم. شوهرم هم24ساله است. مادر شوهرم، علاقه و وابستگی شدیدی به شوهرم دارد. البته شوهرم هم اوایل ازدواج، وابستگی شدیدی به مادرش داشت و بسیار روی مادرش حساس بود و حرفهای مادرش زیاد برایش مهم بود، ولی پس از بحثهای زیاد، کمی بهتر و منطقی‌تر شده است و مادرش هم از آنجایی کارمند آموزش و پرورش است بسیار دقیق است و در نبود من بسیار از من نزد شوهرم ایراد می‌گیرد و زمانهایی که من به خانه آنها می‌روم زیاد تحویلم نمی‌گیرد، می‌خواستم بدانم باید چه کار کنم که هم ارزش خود را حفظ کنم و هم نزد آنها احترام داشته باشم. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ سوال
با سلام، از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید تشکر می‌کنم.

نکته اول؛ زمانی که رابطه دو فرد بر اثر شرایطی متزلزل است و سوءتفاهماتی بین طرفین وجود دارد، نباید انتظار داشت که این گونه روابط یک شبه اصلاح شود؛ بلکه اگر طرفین یا یکی از آن دو در صدد اصلاح این رابطه باشند باید بدانند که اصلاح این رابطه نیاز به زمان و فرصتی است تا روابط به تدریج بهتر شود.

طبیعی است که آقا پسرها در اوایل ازدواجشان نسبت به خانواده خود به ویژه مادر حساس باشند و به نوعی سعی در تایید و توجیح رفتارهای احیانا نادرست خانواده خود داشته باشند و از طرفی هم مادر نیز نسبت به آقا پسر خود که یک عمر او را رشد داده و در دامان او بزرگ شده است احساس مالکیت می‌کند و متاسفانه دخترخانمها هم در اوایل ازدواجشان نسبت به این حس دو طرفه بین مادر و فرزند کمتر توجه می‌کنند و با انجام رفتارهایی، زمینه سوءتفاهم را میان خود و مادرشوهر ایجاد می‌کنند.

البته این حس مالکیت در دخترخانمها هم به واسطه ازدواج در مورد همسرشان نیز ایجاد می‌شود، لذا مادرشوهرها نیز غافل از این حس، گاهی رفتارهایی را انجام می‌دهند که زمینه سوءتفاهم را برای خود و عروسشان ایجاد می‌کنند.

بنابراین با آگاهی از این حس، سعی کنید رابطه خود با مادرشوهرتان را به تدریج بهبود دهید. مطمئنا نوع روابط شما با مادرشوهرتان در زندگی زناشویی شما تاثیرگذار خواهد بود.

از این نکته غافل نشوید که؛ چه بسا علت نامناسب بودن روابط شما با مادرشوهرتان تنها علتش، از سوی آنها نباشد؛ بلکه شاید در این مدت عقد، کلام یا رفتاری از شما سر زده باشد که به سردی رابطه میانتان دامن زده باشد، لذا در رفتارها و برخوردهای خودتان باز نگری کنید و اگر خطایی دیدید، خود را اصلاح كنید تا زمینه اصلاح ایشان نیز فراهم شود.

اما اگر نقصی در کلام و رفتار خودتان ندیدید، نه تنها از هر گفتار و رفتار خراب کننده ارتباط، خودداری کنید؛ بلکه سعی کنید بدون توقع و انتظار محبت از مادرشوهرتان، به آنها محبت كنید.

شاید بگوئید؛ محبت یك طرفه چه فایده دارد؟ جوابش این است كه محبت دلها را نرم و ایشان را به شما نزدیک می‌کند. از این رو می‌توانید با یک هدیه دادن به ایشان، بهبود رابطه‌تان را آغاز کنید.(البته همانطور که گفته شد انتظار نداشته باشید که به سرعت رابطه شما با مادر شوهرتان اصلاح شود، ولی رفتار شما نقش مهمی در بهبود رابطه‌تان خواهد داشت. پس با سعه‌صدر با این مسئله روبه‌رو شوید.)




طبقه بندی: اختلافات زوجین،  ارتباط با خانواده همسر،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: مادرشوهر، مشاوره، مشاوره خانواده، شوهر، محبت، هدیه به مادرشوهر، رابطه با مادرشوهر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 6 اردیبهشت 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
یک دختر و پسر دارم، همه تلاش من و همسرم این است که بین این دو تبعیضی نگذاریم، ولی متاسفانه دخترم هر از گاهی به شکلهای مختلفی ابراز می‌کند که شما پسرتان را بیشتر دوست دارید و چون من دختر هستم به من کمتر محبت می‌کنید و...، چه کار کنم؟

پاسخ:
مسایل این چنینی درباره کودکان کم و بیش اتفاق می‌افتد و دلایل مختلفی هم باعث بروز آنها می‌شوند؛ در وهله اول باید با دخترتان صحبت کنید و از او بپرسید که چرا چنین فکری به ذهنش خطور کرده است؟ آیا از پدر و مادر یا اطرافیان رفتاری دیده یا سخنی شنیده که سبب بروز چنین تفکری شده است و یا دلیل دیگری هست.

در این موارد معمولا پدر و مادر می‌گویند؛ ما هیچ رفتار یا سخن تبعیض آمیزی نداشته‌ایم، در حالی که ممکن است دختر دلایلی داشته باشد که پدر و مادر به آن توجّه نکرده‌اند؛ یکی از این دلایل که می‌تواند مهم ترین آن باشد این است که معمولا فرزندان کوچکتر به مراقبت و توجّه فیزیکی بیشتری از سوی پدر و به خصوص مادر نیاز دارند و در این مورد خاص از آنجا که از قضا، فرزند کوچکتر پسر است ممکن است این تفکر در ذهن دختر ایجاد شود که به دلیل پسر بودن اوست که پدر و مادر مراقبت بیشتری از او دارند.

دلیل دیگر؛ ممکن است اختلاف سنی این دو باشد دختران چون زودتر به سن بلوغ می‌رسند از نظر رفتاری آرامتر و مستقل‌تر به نظر می‌رسند؛ طبیعی است یک پسر بچه که مدام از سر و کول پدر و مادرش بالا می‌رود، خواه ناخواه توجّه بیشتری نسبت به یک دختر آرام و متین، دریافت کند.

مقایسه این امتیازها، هم می‌تواند این سوءتفاهم را برای دختر ایجاد کند. از طرفی ممکن است این تفکر سنتی خانواده‌های ایرانی که تمایل بیشتری به داشتن فرزند پسر دارند بر ذهنیت دختران که نمی‌توان گفت کم سن و ناآگاه نسبت به محیط اطراف است، تاثیر گذاشته باشد.

در مجموع می‌توان گفت؛ این ذهنیت دختر، بی‌پایه و اساس نیست و باید حتما دلایل آن بررسی شود. مهم‌ترین کمکی که می‌توان به این دختر کرد این است که او را نزدیک مشاوره ببرید تا او به عنوان یک نفر سوم و آگاه از مسائل روان‌شناختی کودکان، دلایل دختر را بشنود و بعد از تشخیص درست یا غلط بودن آن اقدام به تغییر و اصلاح ذهنیت او کند.

در مواردی ممکن است مقصر واقعا والدین باشند و خود اطلاعی نداشته باشند. بنابراین بر مبنای حدسهای متفاوتی می‌توان این ذهنیت را مورد بررسی قرار داد، ولی آنچه در نهایت چاره‌ساز است، یافتن دلایل درست و اصلاح آن، هم از سوی دختر و هم از سوی پدر و مادر است.




طبقه بندی: تربیت فرزند،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: تبعیض بین فرزندان، دختر و پسر، مشاوره، مشاوره خانواده، محبت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 15 فروردین 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
محبت، نیاز طبیعی همه ماست، بنابراین برخورداری و محرومیت از آن در تعادل روح تأثیر فراوان دارد.
کودکی که در محیط گرم و صمیمی خانواده پرورش می یابد، روانی شاد و دلی آرام دارد و به زندگی امیدوار و دلگرم است.
تاجایی که امام صادق(ع) می فرماید: «خداوند منان بنده اش را به واسطه شدت محبتی که به فرزند خود دارد، مورد رحمت قرار می دهد.»[1]

البته در ابراز محبت هم باید پای بند اعتدال بود و افراط نکرد. زیاده روی در محبت کردن، کودک را لوس و از خود راضی بار می آورد.
امام باقر(ع) می فرماید: «بدترین پدران کسانی هستندکه در ابراز محبت زیاده روی می کنند.»[2]

باید کودک را با واژه «نه» آشنا کرد و اجازه داد که او خود با مشکلات روبه رو شود و آن ها را حل کند. امام کاظم(ع) نیز در این باره می فرماید: «بهتر است طفل در کودکی با سختی ها و مشکلات رو به رو شود تا در جوانی و بزرگ سالی بردبار و صبور شود.»[3]

منابع:
[1]. منتخب میزان الحکمه، ح6731
[2]. کودک از وراثت و تربیت، محمد تقی فلسفی، ج2، ص233
[3]. وسائل الشیعه، ص479

رهروان




طبقه بندی: تربیت فرزند،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: بدترین پدران، محبت به کودک، محبت، ابراز محبت، زیاده روی در محبت کردن، کودک لوس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 6 مرداد 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات