سؤال: خواستگاری داشتم که باوجود شرایط خوب، اصلاً به دلم ننشست. چه‌بسا اکراه هم داشتم. خانواده‌ام اصرار داشتند که جلسه دوم را با ایشان داشته باشم، ولی بنده قبول نکردم. به نظرتان کارم اشتباه بود؟

پاسخ: بهتر بود قبل از هرگونه تصمیم شتاب‌زده و پیش‌داوری، جلسات خواستگاری را ادامه می‌دادید. چه‌بسا با شناخت بیشتری که در آینده از ایشان پیدا می‌کردید، نظرتان نسبت به ایشان تغییر می‌کرد و اگر بعد از چند جلسه گفتگو، همچنان نظرتان نسبت به خواستگارتان تغییری نمی‌کرد، در آن صورت می‌توانستید ایشان را رد کنید.
نکته: در آموزه‌های دینی به‌شدت به ملاک ایمان و اخلاق برای انتخاب همسر توجه شده است. به‌طوری‌که آنچه قبل از هر چیز باید درباره‌اش تحقیق شود، بُعد ایمانی و اعتقادی شوهر است كه شامل اعتقاد، اخلاق، تقوا، طهارت باطن، خودداری از گناه و دوری از انحراف و فساد است. پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دراین‌باره می‌فرماید: «باکسی که اخلاق و دینش موردپسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد.»[وسایل ‌الشیعه، ج‏14، ص 51] بنابراین اگر ایمان و اخلاق خواستگار، راضی‌کننده باشد، باید بیشتر تأمل نمود و به‌راحتی نباید چنین موردی را از دست داد وگرنه ممکن است در آینده از تصمیم خود پشیمان شد.

پی‌نوشت:
حر العاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، داراحیاء التراث العربی، 1412 ق. ج14، ص51.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: شتابزدگی در رد خواستگار، رد خواستگار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 26 شهریور 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام
بنده دختری هستم که در دانشگاه درس می‌خوانم. چند وقت پیش خواستگاری داشتم.  از جهت اجتماعی، تحصیلی، فرهنگی و فکری مناسب هم بودیم. تنها موردی که اختلاف نظر داشتیم اعتقادات خانواده هایمان بود. خانواده من مذهبی هستند، برخلاف خانواده آنها که به نظر هیچ اعتقادی نداشتند. نکته ای که هست من روحیات خودم را به خانواده آنها نزدیک تر میدیدم و دلم به این ازدواج راضی بود ولی تحت تاثیر حرف های خانواده به خصوص خواهرانم والبته با یک جلسه مشاوره ای که رفتم جواب منفی دادم. مشاور که خودش هم مذهبی بود به من گفت چطور میتوانی به کسی که به خدا اعتقاد ندارد و نماز نمی خواند اعتماد کنی. همین حرف موجب شد جواب منفی بدم. 
از طرفی من کلا از ازدواج میترسم. از میان تمام خواستگارانم، تقریبا او را پسندیده بودم، اما ترسیدم و جواب منفی دادم. به نظرم اشتباه کردم  که به نظرمنفی دیگران اهمیت دادم. حالا پشیمانم و از خواهرانم سخت دلگیرم چرا که با خود میگویم شاید به خاطر موقعیت خوب او بود که این حرف ها پیش آمد.
اما چه سود؟

پاسخ سوال:
با سلام به شما کاربر محترم

همانطور که خودتان اشاره کرده‌اید، خواستگارتان هیچ گونه تناسب اعتقادی با شما و خانواده شما ندارد، ولی به جهت پسند شما از این خواستگار حاضر هستید که با این مسأله کنار بیایید. اما نکته‌ای که وجود دارد این است به چه قیمتی حاضر به چنین انتخابی هستید؟ برفرض که با فرد مورد نظر ازدواج کردید، تا حالا به این مسأله توجه کردید که اگر روزی بچه دار شوید و بچه تان را تربیت کنید، به دلیل تناقضات اعتقادی میان شما و همسرتان، در تربیت او دچار مشکل شوید و از طرفی چه بسا در طول زندگی شما نیز از جهت اعتقادی متزلزل و ضعیف شوید و درنهایت یااینکه شما هم مانند همسرتان می‌شوید و یا اینکه او مانند شما شود که احتمال این مورد بسیار ضعیف است(به دلیل اینکه معمولا خانمها به جهت احساسات قوی که دارند اثرپذیرتر هستند نسبت به آقایان.)

چه بسا علت پشیمانی شما از رد خواستگار، این باشد که چرا او را رد کرده‌اید و به او فرصت نداده‌اید مثلا اینکه به خواستگارتان می‌گفتید آیا حاضر است از جهت اعتقادی خودش را تغییر دهد و ...؟ که باید عرض کنم که اگر خواستگارتان واقعا به دنبال جلب نظرشما می‌بود، با این موضوع کنار می‌آمد و چه بسا او نیز به این نتیجه رسیده باشد که تفاوت اعتقادی می‌تواند در آینده زندگی زناشویی او مشکل ساز باشد و از این بابت اصراری به شکل گیری این ازدواج نبوده است.

به هرحال باید توجه داشته باشید که در امر ازدواج باید به صورت منطقی و عاقلانه تصمیم گیری کنید و نباید به دنبال احساسات، تصمیم نادرست گرفت. برفرض که شما با فرد مورد نظرتان ازدواج کردید، در آن صورت چه تضمینی وجود دارد که با وجود تفاوت اعتقادی، خانواده همسرتان شما را بپذیرند و یا اینکه چه تضمینی وجود دارد که در آینده زندگی زناشویی از این بابت با همسرتان دچار مشکل نشوید؟

مسأله اینجاست که تناسب اعتقادی چقدر برای طرفین اهمیت دارد. اگر واقعا مسأله اعتقادی برای شما اهمیت وِیژه‌ای داشته باشد، رد خواستگارتان تصمیم درستی بود که گرفته شد ولی می‌توانستید بهتر عمل کنید مثلا به خواستگار شرط می‌کردید که باید از جهت اعتقادی خود را تقویت کند و... که اگر این شرط را قبول می‌کرد،(البته باید در رفتار و عمل این تغییرات را مشاهد کرد و مطمئن شد که واقعا پایبند به مسائل اعتقادی شده است، که این هم نیازمند یک دوره شناخت از همدیگر است که در ان دوره تاحدودی می‌توان پی برد که فرد مورد نظر چقدر پایبندی به مسائل اعتقادی دارد.) در اینصورت می‌توانستید با هم ازدواج کنید.

امّا اگر مسأله اعتقادی برای شما اهمیت خاصی ندارد و برایتان فرقی نداشته باشد و در واقع پایبندی به مسائل اعتقادی ندارید و حاضر هستید حتی اگر شده به مانند طرف مقابلتان پایبندی به مسائل اعتقادی نداشته باشید، در اینصورت می‌توانستید با هم ازدواج کنید زیرا در واقعا تناسب اعتقادی میانتان برقرار است. این مشروط به این است که مسأله اعتقادی برای شما اهمیت نداشته باشد که به نظر می‌آید اینگونه نباشد و برای شما مسائل اعتقادی از اهمیت برخوردار است.
چه بسا بگویید مگر چه اشکالی دارد که من با کسی ازدواج کنم از جهت اعتقادی ضعیف باشد؟ پاسخ آن است که اگر اختلاف اعتقادی کم باشد مشکل ساز نیست ولی اختلاف زیاد باعث می‌شود در زندگی زناشویی مشکل ساز شود.

امّا نکته پایانی در مورد اختلاف مذهبی و اعتقادی: 
مساله چند صورت دارد اول: طرفین اختلاف اعتقادی و مذهبی دارند و طرف مقابل دید بدی نسبت به مذهب دارد و قصد تغییر اعتقادات طرف را نیز دارد که در این صورت ازدواج اصلا به صلاح نیست. دوم: طرفین اختلاف اعتقادی و مذهبی دارند منتها طرف مقابل قصد تغییر طرف را ندارد در این صورت نیز ازدواج به صلاح نیست چون اثر پذیری ناخود اگاه محتمل است سوم: طرفین اختلاف اعتقادی و مذهبی دارند و طرف مقابل قصد تغییر طرف را ندارد همچنین دید بد به مذهب ندارد و قصد تغییر هم ندارد در این صورت خطر کمتر است. چهارم معتقد است و مسائل دینی را ارزشی می‌داند اما از نظر عملی مشکل دارد که در این صورت با توافق طرفین و اطمینان از اثر نپذیرفتن از طرف مقابل می‌توانند ازدواج کنند.

با آرزوی موفقیت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: اختلاف مذهبی، اختلاف اعتقادی، تناسب اعتقادی، رد خواستگار، پایبندی به اعتقادات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد

پسری هستم 27 ساله که تصمیم به ازدواج گرفتم. به همین منظور دختری رو به خانواده پیشنهاد دادم که خانواده هم بر حسب شناخت مختصری که داشتند استقبال کردند و مخالفت نکردند. در صحبت اولیه و ارایه پیشنهاد به خانواده دختر، پدر و مادرش اظهار داشتند که مخالفتی ندارند ولی هر خواستگاری تا به حال برای دخترشان آمده به بهانه اینکه میخواهم درس بخوانم رد کرده، در مورد من هم صراحتا جواب رد نداده و همین موضوع وجود دارد ولی پدر دختر گفته است که بیاید و خودش با دخترمان صحبت کند، شاید بپذیرد. لذا در این رابطه راهنمایی و راهکاری میخواستم که چه کنم و اگر قرار بر صحبت شد چگونه و بیشتر با چه محوریتی صحبت کنم(با توجه به این مسئله که مخالف تحصیل همسر آینده ام نیستم) که اثر بخش باشد، به گونه ای که اگر قسمت شد دختر قانع شود نه اینکه طی رفت  آمدهای مکرر و اسرار پدر و مادرش از سر لج یا اجبار جواب مثبت بدهد و در آینده خدایی نکرده مشکل ساز شود.

با سپاس فراوان از راهنمایی و مساعدت شما


پاسخ سوال:

با سلام، ابتدا از اینکه گروه مشاوره رهروان ولایت را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

چه بسا شناخت اندکی نسبت به دخترخانم و خانواده‌اش داشته باشد ولی کافی نیست. لذا بهتر است قبل از اینکه بدنبال جلب نظر طرف مقابلتان برای ازدواج باشید، بدنبال کشف این موضوع باشید که آیا ایشان تناسب لازمه را از جهت اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فکری، فرهنگی و خانوادگی با شما دارند یاخیر. زیرا چه بسا بعد از گفتگو و شنیدن حرف‌های ایشان به این نتیجه برسید که هردو تناسب لازمه را ندارید.

پس به جای اینکه به دنبال این باشید که در مورد چه موضوعی یا موضوعاتی صحبت کنید که ایشان نسبت به شما تمایل داشته باشند، بهتر است در مورد موضوعات، شرایط و ملاک‌هایی که در زندگی برای شما از اهمیت بالایی برخوردار است، صحبت کنید که در آن صورت اگر در همان موضوعات و شرایط و ملاک‌ها اتفاق نظر داشته باشید، خودبخود این تمایل در ایشان بوجود خواهد آمد. امّا اگر در مورد موضوعات دیگر صحبت کنید و صرفا بدنبال جلب نظر ایشان باشید، راه را بیراهه خواهید رفت و باعث می‌شود، هردو بدون شناخت درست و کافی تصمیم گیری کنید که در آینده دچار مشکل می‌شوید.

همچنین بعداز جلسات خواستگاری اگر نظرشان مثبت بود می‌توانید در مورد نظرشان به صورت پنهانی تنها باایشان صحبت کنید(البته بگونه‌ای که موجب سوءتفاهم نشود) و از او بخواهید که اگر واقعا تمایلی به ازدواج باشما را ندارند و ترس، اجبار و مواردی از این دست در نظرشان تاثیرگذاربوده، به خود شما رک بگویند تا جای هیچ گونه شک و شبهه‌ای برایتان ایجاد نشود.





طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رد خواستگار، بهانه درس خواندن، تصمیم به ازدواج، جلسات خواستگاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 آذر 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
بنده دوستی دارم که تقریبا سه ماه پیش خواستگاری داشته که بسیار مصر در ازدواج با ایشون بوده اما دوستم رد کرده اند و بهانه ای که برای آقا پسر آورده بودند این بوده که پدرش راضی نیست .حالا دوستم  پشیمان شده و از آنجایی که هیچ واسطه ای در معرفی آنها به هم وجود نداشته(مادر آقا پسر دوستم را در مهمانی دیده بودن و شماره گرفتن و...) از من درخواست دارد که با خواستگارش(خود پسر) تماس بگیرم و بگم که اگر هنوز تمایل به ازدواج با ایشون دارید نظر ایشون عوض شده و راضی هستند مجددا اقدام کنید.

سوال بنده این است که با توجه به اینکه من اصلا این آقا را نمی شناسم  چنین کاری درست است؟ به طور کلی اگر چنین کاری انجام بدهم موجب تحقیر خودم و از خودم مهمتر دوستم نمی شود؟؟ من نمیخوام  آبروی دوستم بره یا خدایی نکرده تحقیر بشه و ضمنا می ترسم یه موقع به من هم واکنش بدی نشون بدن
متشکرم


پاسخ سوال:

اگر خودتان و یا دوستتان مستقیما اقدام کند، ممکن است دو حالت درباره  عکس العمل ایشان تصور شود:
1. اگر از ازدواج با دوستتان منصرف شده باشد یا از سر لج بازی جواب منفی بدهد و شخصیت دوستتان خرد شود.
2. اگر قبول کند و دلش باز با دوستتان باشد احتمال دارد در آینده برایشان مشکل ساز شود و سرکوفت بزند لذا اگر او واقعا فرد مناسبی است و دوستتان فکر می‌کند از تناسبهای لازم فکری اعتقادی اخلاقی و رفتاری ... برخوردار هستند، می‌تواند با کمک از بزرگترها و فرستادن یک واسطه (نه شما) مطمئن، راز دار به خانواده ایشان از آنان بخواهد که یکبار دیگر به خواستگار ایشان بیایند، البته واسطه باید طوری وانمود کند که از طرف دوستتان این اقدام را نکرده است.

امّا اگر خود شما به عنوان واسطه اقدام کنید، چه بسا وجهه خوبی نداشته باشد، انگار که خود ایشان مستقیما اقدام کرده‌اند.





طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: پشیمانی از رد خواستگار، رد خواستگار، واسطه، سرکوفت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام دوستان.دختر 26 ساله ای هستم دارای ظاهر خوب واز خانواده ای تقریبامذهبی.حدود4ماه است که باپسری اشناشده ام او پلیس است.لیسانس حقوق دارد اماظاهر چندان جذابی ندارد.بنظر میرسد خانواده خوبی داشته باشد.وی به من پیشنهاد ازدواج داده است واصرار دارد که هرچه زودتر باخانواده به خواستگاری بیاید.اما من مشکلاتی دارم که فکرمیکنم فعلا نمیتوانم به ازدواج فکر کنم.پدرم کارمندی بازنشسته است ک بسیار بدهکار شده ودرگیری فکری فراوانی دارد.برادر معلولی دارم که نمیدانم شخص مورد نظر بااین موضوع کناربیاید یانه.مارسم نداریم برای دختر وسایل برقی بخریم و این کار به عهده پسراست.اماخواستگارم میگوید مارسم داریم جهیزیه کامل بادختراست.ونمیخواهد بااین موضوع کناربیاید.پسرخوب و خوش اخلاقی است وحس میکنم ازنظر اخلاقی مورد پسندم باشد.اماچون خواستگاران فامیل را رد کرده ام توقع خانواده ام بالا رفته وانتظار دارند من شخصی را انتخاب کنم ک نه ظاهری نه خانوادگی وتحصیلات وشغل کمبودی نداشته باشد.به همین دلیل خودم نیز حساس شده ام ومیگویم بگذارم چندسال دیگربگذرد.ازطرفی هم بعضی دوستانم میگویند مورد خوبی است فرصتهایت را ازدست نده.برسر دوراهی بزرگی مانده ام و واقعانمیدانم چگونه تصمیم بگیرم.درضمن واقعاپدرم درحال حاضرتوان خریدن جهیزیه کامل را ندارد.اگرداشت کوتاهی نمیکرد وخواستگارم وضعیت مالی انچنانی ندارد که بتواند هم خانه اجاره کند هم وسایل بخردممنون میشم نظراتتون رو بدید

پاسخ سوال:

با سلام، ابتدا از اینکه گروه مشاوره رهروان ولایت را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

چند نکته را متذکر می‌شوم، امیدوارم مفید واقع شود.

1. یکی از ملاکهای اصلی ازدواج پسند ظاهر و قلبی طرف مقابل است. مراد از پسند قلبی این است که پس از بررسی وجود تناسب و شایستگی و پاکی در طرف مقابل او را برای ازدواج مناسب ببینید و قلبا تمایل به ازدواج با او پیدا کنید و این علاقه تدریجا با دیدن عملی تناسبها و شایستگی‌های طرف رو به تزاید می‌رود و به عشق پایدار مبدل می‌شود.

این مقدار علاقه، حداقل مقدار لازم برای ازدواج است؛ چون اگر علی رغم دیدن نقاط مثبت در طرف مقابل این پسند و علاقه حداقلی در شما ایجاد نشود احتمال دارد که در طول زندگی هم به وجود نیاید و زندگی به شکست منجر شود.

بنابراین اگر این علاقه حداقلی(یعنی بپذیرید که با او ازدواج کنید) در شما وجود داشته باشد، می‌توان در ادامه زندگی امید به بیشتر شدن این علاقه در شما داشت.

2. داشتن برادر معلول منافاتی و ارتابطی با اصل ازدواج شما ندارد، پس دلیلی برای نگرانی از این بابت نیست.(از طرفی اگر فرد موردنظر، شما را به دلیل داشتن برادر معلول رد کند، همان بهتر که این ازدواج صورت نگیرد؛ زیرا این موضوع دلیل قانع کننده‌ای برای رد کردن نیست.)

3. در مورد جهیزیه و اینکه اوضاع اقتصادی خانواده درحال حاضر به گونه‌ای نیست که بتوانند به شما کمک کنند، باید عرض کنم که باتوافق طرفین، می‌توان خرید جهیزیه و آماده کردن آن را توافق کرد بدین صورت که خرید برخی از اجناس به عهده آقا داماد باشد و از طرفی می‌توان عقد کرد ولی برای ورود به زندگی مشترک زمانی را قرار داد که تا آن زمان، شما بتوانید اجناس ضروری زندگی را مهیا کنید. یا اینکه توافق کنید که صرفا اجناس ضروری زندگی را هردو مهیا کنید و به مرور دیگر اجناس زندگی را طی زندگی مشترک، باهمدیگر مهیا کنید.

اما رد کردن خواستگار آن هم برای چند سال دیگر، کار عاقلانه‌ای نیست و از طرفی با گذشت زمان و بالارفتن سن شما، معلوم نیست که باردیگر خواستگار مناسب داشته باشید. بنابراین بهتر است به طرف مقابلتان اجازه خواستگاری را بدهید اما در همان جلسات خواستگاری، در مورد مشکلاتتان با او صحبت کنید، که در اینصورت یا با مشکل شما کنار می‌آید و یا کنار نمی‌آید، اما دراینصورت دیگر حسرت این را نخواهید خورد که چرا به او اجازه خواستگاری را نداده‌اید.





طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: دو راهی، ظاهر جذاب، پیشنهاد ازدواج، ازدواج، رد خواستگار، برادر معلول، خرید جهیزیه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 6 مهر 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات