نیاز و تمایل به رابطه با جنس مخالف در غریزه و درون هر انسانی وجود دارد و همین عامل نیز انسان را وادار به تشکیل زندگی و ازدواج می‌کند. در واقع دختر و پسر یا زن و مرد، هنگامی که در مجاروت و ارتباط با یکدیگر قرار می‌گیرند، به اوج هیجانات جنسی و عاطفی می‌رسند.
مسلما برای تعدیل این نیازها و هیجانات، ازدواج بهترین و عاقلانه‌ترین کار است. امّا اگر این علاقه و میل درونی به جنس مخالف، از چارچوب هنجارهای عرفی و شرعی خارج شود و به سمت روابط بی قاعده کشیده شود، می‌تواند به دوستی‌های دختر و پسری منجر شود. از همین رو بدنبال پاسخ به سوال یکی از کاربران در این خصوص هستیم.

سوال:
دختر ۲۵ ساله‌ و دانشجوی ارشد معماری هستم. با پسر ۲۸ ساله ارشد عمران، حدود ۴ساله است که دوست هستم. چند ماه پیش جهت آشنایی به منزلمان آمدند. البته نه برای خواستگاری؛ چرا که پدرشان مخالف ازدواج پسرشان هستند و معتقدند که ازدواج برای پسرشان فعلا زود است. امّا آقاپسر قصد دارد برخلاف پدرشان اقدام کند.
درطول این چند سال ارتباط، بارها موقع جروبحث، از من خواسته که ایشان را رها کنم و با کسی دیگر ازدواج کنم، ولی از آنجایی که من از حس و علاقه‌اش به خودم باخبرم، هیچ گاه این کار را نکردم.
این را می‌دانم که اگر با مخالفت خانواده‌اش اقدام به ازدواج کند، زندگی سختی را پیش رو خواهیم داشت[آدم قابل اتکایی نیست] و با این بی محبتی‌هایی که در این مدت از ایشان دیدم، نمی‌خواهم در زندگی مشترکمان تکرار شود و زندگی پر از تنشی داشته باشم. لطفا مرا راهنمایی کنید که چکار کنم؟

جواب:
قبل از تحلیل شرایط شما، این نکته را باید یاد آور شوم که اصلا مسیر درستی را برای ازدواج انتخاب نکردید؛ چرا که اولا این نوع رابطه از منظر شرع نادرست و بعضا گناه آلود است. دوم اینکه دوستی و رابطه‌های دختر و پسری نمی‌تواند تضمین کننده آینده شما شود. به علاوه اگر تصور می‌کنید که حتما با دوستی و رابطه، قادر خواهید بود که ازدواج موفقی داشته باشید سخت در اشتباه هستید.

امّا در مورد پسر مورد نظر شما که ۴ سال است باهم در ارتباطید، همانطور که خودتان هم اشاره کردید از یک طرف خانواده آقاپسر با ازدواج او مخالفت می‌کنند و از طرفی طرف مقابل، فرد قابل اتکایی هم نیست که در صورت عدم حمایت والدینش بتواند گلیم خود را از اب بکشد. به علاوه ۴ سال ارتباط و دوستی بسیار زیاد است و به نظر می‌آید اگر تکلیف خود را الان مشخص نکنید همینطور این دوستی بی هدف ادامه پیدا می‌کند و در اینجا بیشترین آسیب را شما خواهید دید؛ زیرا بهترین سالهای عمرتان را صرف کسی کردید که در نهایت باید او را رها کنید.

در نتیجه اگر بدنبال این هستید که تکلیف خودتان مشخص شود توصیه می‌کنیم که ارتباط خود را با فرد مذکور کاملا قطع کنید و به او گوشزد کنید تا زمانی که رضایت خانواده خود را بدست نیاورده و به صورت رسمی همراه با خانواده جهت خواستگاری اقدام نکند، ارتباطی با او نخواهید داشت.

این کار شما، باعث می‌شود که فرد به خودش بیاید و اگر واقعا تمایل زیادی به شما داشته باشد، به هر دری خواهد زد تا رضایت خانواده‌اش را برای ازدواج با شما بدست آورد. اگر هم واقعا انگیزه‌اش برای ازدواج باشما زیاد نباشد بعد از مدتی خسته می‌شود و شما را به راحتی رها می‌کند. ولی تاکید می‌کنم هیچ گاه تازمانی که همراه با خانواده به صورت رسمی اقدام نکرده، با او ارتباط برقرار نکنید.
در آخر نیز این نکته را یادآور می‌شوم که همواره در عرصه‌های مختلف زندگی، هیچ گاه توکل برخدا و استمداد از او را فراموش نکنید و به یاد داشته باشید آنچه را که خدای متعال نهی کرده است بی دلیل و بی حکمت نیست و نباید در برابرش بی تفاوت شد که این بی تفاوتی، با خود دور شدن از آرامش، سعادت و موفقیت واقعی را بدنبال خواهد داشت؛ «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[۱]

پی‌نوشت:
[۱]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۹۷، ح۳۸۸۸
منابع کمکی:
۱ـ نظر اسلام درباره روابط دختر و پسر، ابوالقاسم مقیمی حاجی، نشریه صباح، شماره ۷ـ۸
۲ـ روابط دختر و پسر، علی اصغر احمدی
بازنشر اول: 
رهروان ولایت




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رابطه بی هدف، رابطه با جنس مخالف، روابط بی قاعده، دوستی‌های دختر و پسری، قطع رابطه با جنس مخالف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 24 آبان 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری ۲۵ ساله هستم دانشجوی ارشد معماری بیکار شرایط مالی خانوادم متوسط با پسری ۲۸ ساله ارشد عمران دارای شغل ۴ساله دوست هستیم چند ماه پیش برای آشنایی به خونمون میان نه برای خاسگاری چون پدرشون مخالفت میکنن که ازدواج فعلا برای پسرشون زوده و این آقا الان تصمیم گرفته ک به خرف اونها گوش نده و بیاد جلو.
درطول این ارتباط بارها موقع جروبحث ازم میخاسته که اگه میخای ازدواج کنی خوب برو و من از دلشون خبر داشتم این کارو نکردم
این اقا از نظر ظاهری خیلی در سطح من نیست طوری ک من همیشه باید بگم فلان لباسو نپوشی و کلا برای ظاهرش خرج نمیکنه
اگر با مخالفت خانوادش بیاد جلو ما زندگی سختی رو پیش رو خاهیم داشت و با این بی محبتیایی که این مدت ازش دیدم نمیدونم برام یاداوری بشه و زندگیم سختتر بشه من برای دوستی موقعیتهای خوبی دارم اما ازدواج فقط همین پسره
ملاکهای من خانواده خوب و بافرهنگی که داره شعور و شخصیت خودشه ک مهمترینش خانواده رو داره ازم میگیره
نمیدونم واقعا چیکار کنم با پسری که میدونم پشتکار داره و دوسم داره جواب مثبت بدم و چجوری از یاد ببرم کاراشو یا نه منتظر فرصتهای بهتر شم چون هرکسی منو میبینه میگه ختما همسر خوبی گیرت میاد.

پاسخ سوال:
با سلامقبل از توضیح، این نکته را یاد آور شوم که مسیر درستی را جهت ازدواج انتخاب نکردی؛ چرا که دوستی و رابطه‌های دختر و پسری نمی‌تواند تضمین کننده آینده شما شوند و به علاوه اگر تصور می‌کنید که حتما با دوستی و رابطه، قادر خواهید بود که ازدواج موفقی داشته باشید سخت در اشتباهید. 

بنابراین این شیوه جهت همسریابی را باید کنار گذاشت؛ چرا که اگر هم موفق به ازدواج از این طریق شوید علاوه براینکه از منظر شرعی ارتباط با جنس مخالف نادرست است، این روش نمی‌تواند تضمین کننده خوشبختی و موفقیت شما در آینده شود. لابد سوال می‌کنید پس چگونه یک دختر همسرش را انتخاب کند که عرض می‌کنم در آن صورت بهتر است یک جستجویی در در این باره در این سایت داشته باشید.

امّا در مورد پسر مورد نظر شما که 4 سال است باهم در ارتباطید و ... همانطور که خودتان هم اشاره کردید از یک طرف خانواده آقاپسر با ازدواج او مخالفت می‌کنند و از طرفی طرف مقابل، فرد قابل اتکایی هم نیست که در صورت عدم حمایت والدینش بتواند گلیم خود را از اب بکشد همچنین آیا 4 سال ارتباط و دوستی جهت ازدواج کافی نبود؟ و ... با همه این‌ها انتظار بیش از این برای فرد مذکور بی دلیل است و از آن طرف از آنجایی که به راحتی با شما رابطه دارد، انگیزه کمتری برای ازدواج با شما پیدا می‌کند.

در نتیجه اگر بدنبال این هستید که تکلیف خودتان مشخص شود توصیه می‌کنیم که ارتباط خود را با فرد مذکور کاملا قطع کنید و به او گوشزد کنید تا زمانی که به صورت رسمی به خواستگاری شما نیاید ارتباطی با او نخواهید داشت. این کار باعث می‌شود تکلیف شما زودتر مشخص شود؛ چرا که اگر واقعا قصد ازدواج با شما را داشته باشد به هر دری خواهد زد تا رضایت خانواده خودش را برای ازدواج با شما بدست آورد. اگر هم واقعا انگیزه‌اش برای ازدواج باشما زیاد نباشد بعد از مدتی خسته می‌شود و شما را به راحتی رها می‌کند. ولی تاکید می‌کنم هیچ گاه تازمانی که به صورت رسمی به خواستگاری شما نیامده با او ارتباط برقرار نکنید. 

در آخر نیز یادآور می‌شوم که همواره در عرصه‌های مختلف زندگی، هیچ گاه توکل برخدا و استمداد از او را فراموش نکنید و به یاد داشته باشید آنچه را که خدا نهی کرده است بی دلیل و بی حکمت نیست و نباید در برابرش بی تفاوت شد که این بی تفاوتی با خود دور شدن از خدا را بدنبال دارد و دوری از خدا باعث دور شدن از آرامش، سعادت و موفقیت واقعی می‌شود. «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۹۷، ح۳۸۸۸]




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: ترس از ازدواج، دوستی و رابطه، رابطه با جنس مخالف، ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 آبان 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
متاسفانه با توجه به گسترش و سهولت پدیده رابطه با جنس مخالف در عصر حاضر، عامل شک، بدبینی و بی‌اعتمادی‌ نسبت به گذشته فرد در امر ازدواج رو به افزایش است و حتی بعضا موجب خودداری تعداد قابل توجه‌ای از افراد جامعه نسبت به انجام ازدواج نیز شده است.
مسلما حق هرکسی است در صورتی که زندگی و زیست سالم و پاکی را تجربه کرده است، انتظار داشته باشد همسری پاک نصیب او شود. امّا هرگز نباید از این نکته غافل شد که بسیاری از افراد هستند که در گذشته خود متاسفانه گناهانی مرتکب شده‌اند، ولی پس از آنکه متوجه اشتباهات خود گشته‌اند، ضمن خودداری از انجام و تکرار آن به درگاه خدای متعال توبه کرده و چه بسا بعد ازآن نیز متحول شده‌اند. با این پیش گفتار سعی می‌شود به پرسش یکی از کاربران که در این خصوص سوال کرده بود، پاسخ داده شود.

پرسش:
بنده خانمی هستم که حدود چهار ماه است عقد کرده‌ام. دو روز پیش به طور اتفاقی گوشی همسرم را نگاه کردم که متاسفانه متوجه شدم ایشان قبلا با دختری هفت سال دوست بوده و یک ماه قبل از آشنایی با من به هم خورده است و حدود یک ماه پس از آن، ما با هم  اشنا شدیم و دو ماه بعد عقد کردیم.
من الان از نظر روحی کاملا به هم ریخته هستم؛ چون اصلا چنین انتظاری از او نداشتم. از آنجایی که خودم با کسی ارتباط نداشتم، این ارتباط هفت ساله همسرم مرا اذیتم می‌کند. نمی‌دانم چکار کنم؟ آیا به همسرم در میان بگذارم؟ یااینکه نادیده بگیرم؟

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.
شرایط شما را کاملا درک می‌کنیم و حق می‌دهیم از این بابت احساس نگرانی داشته باشید، ولی قبل از اینکه کاری بکنید بهتر است به این نکاتی که عرض می‌شود توجه کنید.

اگر واقعا این مسأله واقعیت داشته باشد که همسرتان در گذشته رابطه داشته است، گرچه این موضوع واقعا برای هر خانمی آزاردهنده است که متوجه شود همسرش در گذشته رابطه داشته است، ولی به هرحال نمی‌توان به راحتی درباره این موضوع قضاوت کرد و نیاز است که با دقت بیشتری رفتار کرد تا مبادا با یک تصمیم شتابزده، در آینده پشیمان شد.

سوال: واقعا گذشته همسر چقدر مهم است؟

جواب: گذشته افراد به مقداری که در آینده اثر بگذارد مهم است؛ مثلا اگر فرد در گذشته رابطه زیادی(یعنی رابطه با افراد متعدد) داشته ممکن است در آینده دوباره سراغ آن برود که در چنین مواردی طرف مقابل می‌تواند او را رد کند، امّا اگر فرد رابطه زیادی نداشته است و در حال حاضر هم فرد پاکی است و قصد تکرار گذشته خود را نداشته باشد، در اینصورت می‌توان به چنین فردی در زندگی امید داشت.

البته اینکه همسرتان که در گذشته رابطه داشته است چه بسا در راستای ازدواج و انتخاب همسر بوده باشد، گرچه بازهم این دلیل قابل توجیح نیست، ولی می‌توان امید داشت که همسرتان از آنجایی که با شما ازدواج کرده است دیگر بدنبال رابطه‌های مخفیانه گذشته‌اش نیست.

به هرحال تصمیم گیری باشماست؛ اینکه بتوانید با این موضوع کنار بیایید و گذشته او را نادیده بگیرید یانه.
امّا اگر تصمیم گرفتید این موضوع را نادیده بگیرید و گذشته‌اش را فراموش کنید، توجه به این نکات ضروری به نظر می‌رسد:

۱. برای فراموش کردن کارش او را ببخشید؛ یعنی توجه کنید که او هم مثل انسان‌های دیگر ممکن الخطا است و بزرگواری حکم می‌کند که بخشیده شود.

۲. به این فکر کنید اگر احیانا شما خطا می‌کردید، چه بسا انتظار داشتید او شما را ببخشد پس شما هم او را ببخشید.

۳. با خدا معامله کنید؛ یعنی ببخشید تا خدا از شما بگذرد؛ چون قران می‌فرماید: «ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله»[نور/۲۲]
۴. اگر نتوانستید او را ببخشید، پس همسرتان را به عنوان یک ادم عیب دار قبول کنید.

۵. در نهایت اگر نتوانستید گذشته‌اش را فراموش کنید، درباره این موضوع با همسرتان صحبت کنید، شاید با همدردی و توضیح او آرام شوید.

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: مشاوره خانواده،  روابط دختر و پسر،  ارتباط با همسر، 
برچسب ها: رابطه گذشته همسر، رابطه همسر، رابطه با جنس مخالف، گذشته همسر، خطای همسر، فراموش کردن خطای همسر، بخشیدن خطای همسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 25 شهریور 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام، من دختری۲۱ساله هستم. ۳سال پیش درفضای مجازی باپسری آشنا شدم که واقعا سالم و پاک است. قصد هردوی ما از همان اول ازدواج بود. ولی از آنجایی که ایشان وضعیت مالی بهم ریخته‌ای دارد و هنوز سربازی نرفته است نمی‌تواند فعلا برای خواستگاری اقدام کند.

از طرفی، هردو از دو شهر متفاوت هستیم و بعلاوه تفاوت‌های فرهنگی، خانوادگی و اعتقادی نیز باهم داریم. از نظر ظاهری هم زیبایی ندارد و باوجود اینکه فرد پاک و سالمی است و اخلاق و رفتار خوبی دارد، ولی این تفاوت‌ها و اختلافات به من اجازه نمی‌دهد که به درستی بتوانم تصمیم گیری کنم.

در حال حاضر هم ایشان شدیدا به من وابسته شده است و با اینکه بارها خواسته‌ام که این رابطه را قطع کنم، ولی ترس اینکه مبادا ضربه بدی به او وارد شود، مانع از قطع ارتباطم با او شده است.

او به من می‌گوید که برای خدمت سربازی برنامه دارد و از من می‌خواهد تا دو سال دیگر صبر کنم.
از طرفی دیگر، این اواخر خواستگاری از اقوام، برایم آمده است که شرایط خوبی برای ازدواج دارد. مردد شده‌ام اگر به این خواستگار پاسخ مثبت بدهم با آن پسر چکار کنم؟! اگر خواستگارم از رابطه قبلی سوالی کند چه جوابی به او بدهم؟ نمی‌دانم کدامیک را انتخاب کنم؟ لطفا راهنماییم کنید.

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

به نظر می‌آید حس دلسوزی و ترحم به آن پسر، مانع از تصمیم‌گیری قاطعانه شما شده است.
بهتر است جدای از هرگونه احساسات و دلبستگی‌‌های آنی و حس ترحم، به موردی که جهت خواستگاری برای شما آمده است به عنوان یک مورد مناسب فکر کنید.

امّا در مورد رابطه شما با آقاپسر مذکور، آیا تابه حال، به عاقبت و سرانجام اینگونه روابط مخفیانه فکر کرده‌اید؟ به نظرتان، ازدواج با پسری که اولا در حال حاضر شرایط ازدواج را ندارد. دوما معلوم نیست بعداز مدتی نظرش تغییر کندیانه یا اصلا خانواده وی یا شما موافقت کنند یا نه. سوما از یک شهر دیگری است که مسلما علاوه بر تفاوت‌های اعتقادی که خودتان هم بدان اشاره کرده‌اید، تفاوت‌های فرهنگی و خانوادگی نیز میان شما و او وجود دارد. با همه این‌ها و موارد پنهان دیگر این مسأله، آیا می‌توانید برای چند سال دیگر منتظر بمانید تا وی به خواستگاری شما بیاید؟

از طرفی صرف سالم بودن فرد برای ازدواج کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است طرفین از جهت اعتقادی، اخلاقی، فکری، رفتاری، فرهنگی و خانوادگی با هم تناسب داشته باشند. به نظرتان چند درصد تناسب لازمه میانتان وجود دارد؟ آیا تابه حال به ملاک‌های ازدواج فکر کرده‌اید؟

ضمنا چه بسا اینگونه روابط(مخفیانه) از منظر شرع و عرف گناه آلود باشد.
از سویی دیگر، طبیعی است که با ایجاد رابطه میان شما و جنس مخالف، احساس و دلبستگی میانتان برقرار شده است و همین مسأله موجب شده است که طرف مقابل به شما وابسته شود و نتواند این اختلافات فی مابین را به صورت منطقی و واقع بینانه ببیند. امام علی(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ؛ دوست داشتن چیزی انسان را كور و كر می‌كند.»[۱] در حالی كه تصمیم‏ گیری درست درباره ازدواج، تنها با تكیه بر عقلانیّت و خردورزی ممكن است.

از این رو برای اینکه هم خودتان و هم طرف مقابلتان آسیب بیشتر از این ضربه نخورید، هرچه زودتر این رابطه بی سرانجام را قطع کنید. لذا در ابتدا به صورت منطقی و به دور از تنش، او را مجاب کنید که به صلاح نیست این ارتباط ادامه داشته باشد.

همچنین رابطه را یک دفعه و به طور کامل قطع کنید تا زودتر نا امید شود و شما را فراموش کند وگرنه ممکن است تا سال‌ها ازدواج نکند. البته اگر احتمال می‌دهید بلایی سر خودش بیاورد به صورت تدریجی از او فاصله بگیرید؛ مثلا به او کم محلی کنید و جواب پیامک‌ها و یا تماسش را ندهید تا کم کم از شما فاصله بگیرد.

امّا درباره خواستگار فعلیتان هم همانطور که گفته شد، اجازه بدهید به خواستگاری شما بیاید و با هم گفت‌وگو کنید و در نهایت با مشورت، گفت‌وگو و تحقیقات چه بسا به این نتیجه برسید که هردو از جهت اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فرهنگی، فکری و خانوادگی با هم تناسب لازمه را داشته و مناسب هم باشید.

در مورد رابطه گذشته خود نیز در صورتی که احتمال لو رفتن آن در حد صفر و یا پایین باشد، لازم نیست از گذشته خود به خواستگارتان یا هرکس دیگری چیزی بگویید؛ زیرا معمولا هیچ پسری دوست ندارد که همسرش در گذشته روابطی با جنس مخالف داشته باشد.
در آخر نیز توصیه می‌کنم با توبه کردن از گذشته خود و با توکل برخدا و مشورت از خانواده خود جهت ازدواج، اقدام کنید.

پی‌نوشت:
[۱]. من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰، ح۵۸۱۲

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: رابطه، رابطه از روی ترحم، فضای مجازی، روابط مخفیانه، خواستگار، رابطه با جنس مخالف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
پسری هستم كه در زندگی گذشته ام سعی كردم كه روابط جنسی و جسمی با جنس مخالف نداشته باشم. بلطف خدا موفق و شناخته شده. تقریبا معتقد و پایبند به اصول اخلاقی. تا اینكه یكی دوسال قبل به خاطر فشار تنهایی تصمیم گرفتم با جنس مخالف دوست باشم.تجربیاتی داشتم كه نباید ولی ارتباط فیزیکی نداشتم .

تا اینكه با خانمی در محیط كار آشنا شدم. پیشنهاد از سمت من بود برای دوستی ولی بعدها رابطه جدی تر شد طوری كه به خانواده ام و ایشان به مادرشان گفتیم. تا اینكه یك روز ایشون از گذشتشون گفتن و گفتن در دوران دانشجویی با كسی دوست بودن و متاسفانه به دلیل رابطه فیزیکی دختر نیستند. بماند كه تا دیوانگی پیش رفتم .... 

در این حین به مشاوره رجوع كردیم و حتا به پیشنهاد مشاور برای معاینه ایشان برای زمان و حتا تعداد رابطه ایشان به پزشك متخصص مراجعه كردیم (‌البته به بهانه ترمیم ). من به این خانم علاقه دارم و میدانم در گذشته خودم اشتباهاتی داشته ام كه هركدام رو اگه این خانم بدونن شاید مثه من ناراحت میشن (‌باز میگم ارتباط فیزیکی نداشتم) ولی این قضیه بشدت نگرانم میكند كه میتوانم نادیده بگیرم یا كنار بیام بعدا یا نه؟ مشاور میگفت خیلی مشكل خاصی نخواهید داشت اگه تو بپذیری این خانم هم اشتباه كرد و همون رابطه بوده (‌حتا ایشان دوست پسر دیگه نداشتن ازون تاریخ )‌ بشدت پشیمان و بقول خودشون میخوام زندگی كنن و توبه كردن.... من به ایشون انقد احساس دارم كه الان بگذرم ولی در زندگی چی؟ میخوام دوستانی كه تجربه اینكارو داشتن بم بگن. اگه غیر قابل تحمله بدونم ولی نه اگه میشه چطور با چه راهكاری چطوری؟ لطفا راهنمایی كنید.

پاسخ سوال:
قبل از هرچیز، بطور کلی در ازدواج و انتخاب همسر، اطمینان به گذشته فرد، لازم و ضروری نیست؛ بلکه آنچه که برای ازدواج لازم است اطمینان به حال فعلی فرد است؛ بطوریکه باید اطمینان برای فرد حاصل شود مبنی براینکه که طرف مقابل فرد پاکی است، گرچه در گذشته هم خطایی از او سر زده باشد، ولی فرد نسبت به گذشته خود همواره پشیمان بوده است تا مبادا احیانا اشتباه گذشته فرد در زندگی مشترک او، مشکل ساز شود. بنابراین اینکه طرف مقابل شما از خطا یا خطاهای گذشته خود پرده برداشت و به شما درباره گذشته خود گفت، گرچه موجب ناراحتی و شوکه شدن شما شد، ولی می‌تواند نشان دهنده صداقت او نیز باشد؛ چرا که او می‌توانست از گذشته خود به شما چیزی نگوید و واقعیت موجود را وارونه جلوه دهد و در نهایت بدون هیچ گونه مسأله‌ای باهمدیگر ازدواج می‌کردید.
از این رو با توجه به اینکه به صورت حضوری هم در این خصوص مشاوره گرفته‌اید، می‌توانید به این مسأله گرچه تلخ، نگاه مثبتی هم داشت و آن کشف صداقت طرف مقابل است.

از طرفی همواره در طول تاریخ، افرادی نیز بوده‌اند که در گذشته خود، خطا یا خطاهایی داشته‌اند، امّا گذر زمان و تغییر بنیادین در آنان، باعث تغییر جهان بینی آنان گشته و در نهایت نسبت به گذشته خود پشیمان و توبه کرده‌اند. پس اینان همچون دیگر افراد مومن، پاک هستند؛ همچنانکه براساس آموزه‌های دینی، کسی که گناهی مرتکب شده و توبه کند و رفتارهای گذشته را تکرار نکند به مانند فرد مومن و سالمی است؛ گویا اصلا گناهی نکرده است؛ امام باقر(علیه‌السلام) در این باره فرموده: «التّائِبُ مِنَ الذَّنبِ كَمَن لَاذَنبَ لَهُ؛ توبه كننده مانند كسى است كه اصلاً گناه نكرده است.»[1]

بنابراین ملاک و معیار، گذشته افراد نیست؛ بلکه ملاک، حال افراد است که قابل اعتماد برای شروع زندگی باشند. لذا شما باید به این اطمینان برسید که در حال حاضر و با توجه به شرایط و تحقیقاتی که به عمل آوردید، آیا ایشان فردی هستند که بتوانید در زندگی زناشویی به ایشان تکیه کنید یا خیر؟

از سویی دیگر، از آنجایی که طرف مقابلتان نسبت به گذشته تلخ خود اظهار پشیمانی و توبه می‌کند و هرگز قصد تکرار گذشته خود را ندارد، می‌توان به او فرصت داد. امّا همه اینها بستگی به شما دارد که چگونه بتوانید با این مسأله کنار بیایید؛ زیرا اگر علیرغم پذیرفتن شرایط طرف مقابل، نتوانید با این مسأله در زندگی کنار بیایید، مسلما در زندگی زناشویی برای هردو مشکل ساز خواهد شد.

در نتیجه لازم است به دور از هرگونه احساسات و عواطفی که نسبت به طرف مقابلتان دارید، منطقی و واقع بینانه به این مسأله نگاه کنید؛ آیا می‌توانید نسبت به گذشته طرف مقابلتان چشم بپوشانید و در بزنگاه‌های حساس زندگی، گذشته او را به رخ او نکشید؟

در همفکری و یاری شما این نکته را اضافه کنم که اگر شما فردی هستید که می‌توانید روی رفتارهای خود کنترل داشته باشید و حساب شده عمل کنید و فردی حسّاس، بدبین و شکّاک نباشید می‌توان امیدوار بود که می‌توانید با این مسأله کنار بیاید؛ 

در کنار آن، درصورتی که با فکر کردن به ابعاد مختلف این مسأله، تصمیم گرفتید که با او ازدواج کنید، می‌توانید جهت همیاری در فراموش کردن اشتباهات گذشته طرف مقابلتان به نکات ذیل توجه کنید؛

1. طرف مقابلتان، قبل از ازدواج باشما، از خطای گذشته خود، پرده برداشت و این می‌تواند نشان دهنده صداقت او باشد و گرنه می‌توانست این موضوع را از شما مخفی کند و به شما نگوید، پس به جنبه مثبت این قضیه توجه کنید که چقدر طرف مقابل نسبت به شما صادق است. از طرفی کمتر کسی وجود دارد که شهامت گفتن اشتباهات گذشته خود را دارد، همچنانکه شما نیز در گذشته اشتباهاتی داشته‌اید ولی هرگز به طرف مقابلتان چیزی نگفته‌اید.(البته نیازی نیست که شما از گذشته خود به او بگویید؛ چرا که باگفتن آن، چه بسا مسأله پیچیده‌تر شود. همین که نسبت به گذشته خود پشیمان و توبه کرده‌اید و هیچ گاه قصد تکرار آن را ندارید، کافی است.)

2. برای فراموش کردن اشتباه او، لازم است که او را ببخشید؛ یعنی توجه داشته باشید که او هم مانند انسان‌های دیگر امکان خطا داشته است و بزرگواری حکم می‌کند که شما خطای گذشته ایشان را نادیده بگیرید.

3. به این فکر کنید که اگر شما جای او بودید و دچار اشتباه و خطا می‌شدید و برای نشان دادن صداقتتان، خطای گذشته خود را به او بازگو می‌کردید، چه بسا انتظار داشتید که طرف مقابلتان به شما فرصت بدهد تا بتوانید خود را به او ثابت کنید؛ از طرفی خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ؛ باید ببخشند و ببخشایند آیا نمی‌خواهید که خدا شما را بیامرزد.»[نور، 22]

4. از تنهایی که باعث چنین نگرش‌های منفی درباره او می‌شود، جدّا خودداری کنید، خود را به حدی مشغول کنید تا وقت فکر کردن به این موضوع را نداشته باشید و هرگاه به این موضوع فکر کردید، استغفار کنید و ذهنیت خودتان را به چیز دیگری معطوف کنید.5. اگر گاهی در زندگی مشترک، گذشته او شما را آزار می‌دهد، می‌توانید با او صحبت کنید، شاید با همدردی او آرام شوید. امّا باید توجه داشت که شما نیز در قبال او به عنوان همسر، متعهد هستید و هرگز نباید موجبات آزار و ناراحتی او را فراهم کنید. پس سعی کنید این همدردی باعث ناراحتی و آزار او نشود.

پی‌نوشت:
[1]. 
اصول كافى، ج2، ص435




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر،  مسایل جنسی و روابط زناشوئی، 
برچسب ها: گذشته تلخ، رابطه فیزیکی، روابط جنسی، رابطه با جنس مخالف، توبه، خطای گذشته،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 5 مرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات