گاهی در جریان خواستگاری، علیرغم اینکه طرف مقابل نقاط مثبت قابل توجهی دارد، نقاط ضعف یا حداقل ابهامی در زندگی وی دیده می‌شود که برای انتخاب همسر نیاز به‌دقت و توجه بیشتری دارد همانند این پدر که برای دخترش، خواستگاری آمده و دربارۀ او می‌گوید:

برای دخترم، خواستگاری آمده که علیرغم مؤدب و وزین بودنش، سه عیب دارد:
متأسفانه با خانم‌ها، به راحتی صحبت می‌کند. درحالی‌که این مسئله در میان خانواده و اقوام ما مناسب نیست؛ به‌طوری‌که مردان خانوادۀ ما، مذهبی و اغلب سر به زیر هستند و در جلسات خواستگاری اصلاً شوخی نمی‌کنند.
با اینکه اهل نماز و روزه و خمس است، ولی دوستانی دارد که زنشان بی‌حجاب است و حتی مشروب هم صرف می‌کنند. وی دربارۀ دوستانش می‌گوید: ازآنجایی‌که آنان مرام او را می‌دانند، به حریمش نزدیک نمی‌شوند.
از همه مهم‌تر، به اصل امامت به شکلی که ما معتقدیم، او معتقد نیست؛ به عنوان مثال دست کشیدن و بوسیدن ضریح و گریه بر امام حسین (علیه‌السلام) را قبول ندارد و معتقد است که عشق به ائمه (علیهم‌السلام)، اطاعت از آن‌هاست.
شخصی دربارۀ عقایدش به من گفت که اعتقاداتش شبیه وهابیت است.
با توجه به این سه نقطه ضعف، می‌توانم به او اعتماد کرده و او را به دامادی بپذیرم؟

پاسخ:
هریک از این سه نکته مذکور را مورد بررسی قرار داده تا مسئله به روشنی برای شما و تصمیم گیر اصلی یعنی دخترتان نمایان شود.
در خصوص نکتۀ اولتان که ایشان با خانم‌ها به راحتی هم کلام می‌شود، عرض کنم؛ با توجه به اینکه در این زمینه توضیح خاصی نداده‌اید، به راحتی نمی‌توان قضاوت کرد که ایشان چقدر حریم‌های محرم و نامحرم را رعایت می‌کند.

در این زمینه علاوه بر تحقیقاتی که از طریق دوستان و آشنایان وی انجام می‌دهید، می‌توانید تا حدودی پی به این مسئله ببرید. در ضمن احتمال اینکه این شیوه رفتار، بستگی به نوع رفتار خانوادۀ او دارد نیز هست؛ مثلاً ممکن است وی در خانواده‌ای بزرگ شده باشد که این‌گونه روابط برای آنان عادی است. البته این به معنی لاابالی‌گری نیست، بلکه در میان بعضی از خانواده‌ها، دختران و پسران با حفظ حریم با همدیگر عادی صحبت می‌کنند. گرچه باید در این زمینه بیشتر تحقیق کرد.

در مورد نکتۀ دومتان که ایشان اهل نماز و روزه می‌باشد بسیار خوب است، ولی (با توجه به گفته شما) اینکه وی دوستان چندان مناسبی ندارد، گرچه وی اظهار می‌کند که دوستانش حریم او را رعایت می‌کنند، ولی باید قبول کرد که احتمال اثرپذیری از دوستان همواره وجود دارد و هیچ‌گاه این احتمال به صفر نمی‌رسد. البته این اثرپذیری تا حدود زیادی به شخصیت خود فرد و همچنین کمیت و کیفیت روابط میان دوستان بستگی دارد. مسلماً هرچقدر روابط میان دوستان بیشتر باشد، اثرگذاری متقابل بیشتر است؛ لذا بررسی کنید اگر وی روابط زیادی با این‌گونه دوستانش ندارد، احتمال اثرپذیری او از آنان هم کم است و چندان مشکل‌ساز نیست.

در مورد اعتقادات ایشان هم باید گفت: اصل عشق و علاقه به ائمه (علیهم‌السلام) که پیشوای راستین هستند، در عمل به گفته‌های آنان است. البته این منافاتی با بوسیدن ضریح مقدس و گریه بر مصیبت‌های آنان ندارد. به علاوه اینکه گریه بر مصیبت‌های آن بزرگواران علاوه بر فضیلت و ثوابی که دارد می‌تواند در راستای عمل به گفته‌های آن بزرگواران و تأثیرپذیری بیشتری در عمل و رفتارهای ما قرار بگیرد.

به هر حال باید بیشتر بررسی کرد و به صرف اینکه یک نفر دربارۀ عقایدش، او را به وهابیت نسبت داده است، نمی‌توان اکتفا کرد، بلکه لازم است در این زمینه با بررسی بیشتر از طریق گفتگو با او و تحقیقات، شناخت بیشتری به دست آورد.

نکته:
آنچه برای ازدواج لازم و ضروری می‌باشد، این است که زوجین از جهت اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فرهنگی، فکری و خانوادگی باهم تناسب کافی داشته باشند.

منظور از تناسب، تناسب صد در صد نیست، بلکه آن مقداری است که طرفین همدیگر را به صورت منطقی بپذیرند؛ بنابراین ممکن است برای یکی، تناسب نود درصدی ملاک باشد، برای دیگری تناسب کمتر از آن؛ لذا باید در این اموری که اشاره کردید بررسی کنید که چقدر نسبت به این مسائل، خود و دختران حساس هستید؛ مثلاً اگر با تحقیق و گفت‌وگو به این نتیجه رسیدید که ایشان تا حدودی از جهت اعتقادی مشکل دارند و با دخترتان از این جهت تناسب ندارند، ببینید دخترتان نسبت به این موضوع یا نسبت به روابط خواستگارتان با خانم‌های نامحرم چقدر حساس است؟

بنابراین اگر نسبت به این موضوعات مطرح شده، دخترخانمتان حساسیت بالایی دارند، به طوری که نمی‌توانند آن را تحمل کنند، هرگز به چنین ازدواجی توصیه نمی‌کنم؛ زیرا دو خطر وجود دارد؛ اول اینکه ممکن است تدریجاً اخلاق خود دخترخانم هم مثل همسرش شود. دوم درصورتی‌که مثل او نشود و بخواهد به خاطر اینکه قبول کرد همسرش را تحمل کند، در این صورت ممکن است تحمل این نوع زندگی برای او سخت گردد و اگر نخواهد جدا شود، احتمالاً مجبور شود ناراحتی زیادی را در زندگی تحمل کند.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: خواستگار، نقاط ضعف خواستگار، خواستگاری، عقاید خواستگار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 28 مرداد 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری 19 ساله هستم. خواستگاران زیاد و از موقعیت خوبی برخوردارم، ولی متأسفانه از ازدواج می‌ترسم؛ از اینکه خوشبخت نشوم یا اینکه بی‌وفایی ببینم. بااینکه علاقه به ازدواج دارم، ولی مادرم معتقد است که من هنوز برای ازدواج، بچه هستم. به نظرتان ازدواج برای دختر 19 ساله زود است؟ ناگفته نماند؛ بنده تابه‌حال، با هیچ پسری هم‌کلام نشدم و واقعاً نمی‌دانم چگونه با خواستگارم برخورد یا صحبت کنم.

اخیراً خواستگاری دارم که دارای دیپلم و در حال درس خواندن است، ولی متأسفانه فرزند طلاق است و با مادر و برادر کوچک‌ترش زندگی می‌کند. آیا این طلاق می‌تواند برای آیندۀ زندگی آقاپسر مشکل‌ساز شود؟ ازنظر مالی، وضع خانواده‌ام بهتر است، آیا این مسئله نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود؟ از کجا بفهمم کسی که به خواستگاری بنده می‌آید، صرفاً به خاطر ثروت پدرم نیست؟
در ضمن ایشان در شهری دور از محل ما زندگی می‌کند‌‍‌ و برای آمدن به خواستگاری، امروز و فردا می‌کند. به نظر شما چه‌کار کنم؟ لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:
وقتی انسان از کاری می‌ترسد، به‌جای عقب‌نشینی و انصراف از انجام آن، لازم است سعی کند حتی‌الامکان احتمال خطر را کم کند. در ازدواج هم همین است؛ برای اینکه خطر عدم موفقیت کم شود، باید در گزینش همسر، با دقت، مشورت، تحقیق و بررسی انتخاب کرد تا بعداً در زندگی به مشکل برنخورید؛ امام علی (علیه‌السلام) دربارۀ ترس از انجام کار می‌فرماید: «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه؛ هرگاه از کاری ترسیدی، خود را به کام آن بینداز؛ زیرا ترس شدید از آن کار، دشوارتر و زیان بارتر از اقدام به آن کار است.»[1]

امّا با توجه به سنتان و تمایل به زندگی مشترک، ازدواج برای شما چندان زود نیست، ولی ممکن است مهارت‌های لازم برای ایفای نقش همسرانه را نداشته باشید که این هم چاره دارد؛ بدین‌صورت که دوران عقد را به زمان یادگیری مهارت‌های زندگی تبدیل کنید که در این زمینه می‌توانید به مطالب «سن مناسب ازدواج» در همین سایت مراجعه نمایید.

در مورد چگونگی گفت‌وگو با خواستگار این نکته را باید توجه داشت که مهم، این است که شما او را بشناسید و این شناخت تنها از راه صحبت طرفینی به دست نمی‌آید که نگرانش باشید، بلکه راه‌های دیگری هم برای شناخت وجود دارد؛ مثلاً می‌توانید از راه مشورت با پدر و مادر، تحقیق و بررسی نسبت به خواستگارتان شناخت پیدا کنید؛ بنابراین، مهم این است که بفهمید طرف مقابلتان ازنظر فکری، اعتقادی، اخلاقی و رفتاری چگونه شخصیتی است و آیا با شما تناسب دارد یا نه؟ لذا در جلسات خواستگاری، هرقدر که توانستید با او صحبت کنید و هر مقدار هم که نتوانستید، از راه‌های دیگر شناخت به‌دست آورید.

لازم به ذکر است؛ صرف فرزند طلاق بودن، نقطۀ منفی برای خواستگار به‌حساب نمی‌آید، بلکه باید دید آیا وی بعد از طلاق، زندگی آرامی داشته و به تربیتش لطمه زده است یا نه؟ ازاین‌رو اگر خواستگارتان، بعد از طلاق، زندگی پرتنشی نداشته و ازنظر روحی، روانی نیز سالم است، می‌توانید این مسئله را نادیده بگیرید.

در مورد بهتر بودن وضع مالی خانوادۀ شما نسبت به خانوادۀ خواستگار، زمانی این مسئله مشکل‌ساز نخواهد شد که فاصلۀ مالی دو خانواده، خیلی زیاد نباشد و دو خانواده همدیگر را به همین صورت که هستند، قبول کنند و شما هم طوری خرج کنید که آن‌ها در برابر شما کم نیاورند.

سؤال:
از کجا می‌توان پی برد که خواستگار به خاطر ثروت خانوادۀ دختر، اقدام به خواستگاری نکرده است؟

جواب:
راهش این است که در طی مراحل خواستگاری، دخترخانم به طرف مقابل بفهماند که نباید روی کمک پدرش برای آیندۀ زندگی حساب کند؛ یعنی آقاپسر فکر نکند که همراه ازدواج با دخترخانم، پول و ثروت پدرش را هم به‌دست می‌آورد؛ چون اگر وی به خاطر پول پدر دخترخانم آمده باشد، وقتی ببیند که پدر دختر قصد ندارد بعد از ازدواج، کمک خاصی به آنان کند، خودش رها می‌کند و ادامه نمی‌دهد؛ بنابراین اگر کسی حتی در این صورت هم ادامه داد و عقب‌نشینی نکرد، می‌توان حدس زد که وی به خاطر خود دخترخانم آمده است، نه پول پدرش.

امّا اینکه چرا آقاپسر برای آمدن به خواستگاری، امروز و فردا می‌کند، باید عرض ‌کنم؛ شاید به خاطر این است که شرایطش جور نیست؛ زیرا دختر برای ازدواج، چندان آمادگی مالی نمی‌خواهد، امّا پسر معمولاً موارد زیادی را لازم می‌داند که فراهم کند و شاید به‌این‌علت است که اقدام نمی‌کند، امّا اینکه چه واکنش نشان دهید، چندان کاری هم نمی‌توانید بکنید، ولی اگر خواستگار داشتن خود را به گوش طرف مقابل برسانید، ممکن است زودتر برای خواستگاری شما اقدام کند؛ چون متوجه می‌شود اگر دیر بجنبد، شمارا از دست خواهد داد.

پی‌نوشت:
[1]. نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، نشر اسلامی، سال 1370، ص 501، ح 175

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ترس از ازدواج، فرزند طلاق، خواستگار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری هستم که اخیراً خواستگاری برایم آمده است که از همه لحاظ، مورد خوبی است. پدرم نیز او را تأیید می‌کند؛ چه ازنظر خانوادگی، چه ازنظر شخصیتی، ولی متأسفانه پدرم از ظاهر خواستگارم، اصلاً خوشش نمی‌آید، برخلاف نظر من که با ظاهر خواستگارم مشکلی ندارم. پدرم، آدم یک دنده‌ای است و به‌هیچ‌وجه راضی نمی‌شود. از آن‌طرف، مادرم و دیگر اعضای خانواده‌ام معقتدند؛ برای ازدواج، نظر من مهم‌تر است و درنهایت من باید بپسندم. امّا پدرم می‌گوید؛ این خواستگار، به دلم نمی‌نشیند. اگر او را قبول کنی، من از خانه می‌روم. لطفاً راهنمایم کنید، چگونه با نظر غیرمنطقی پدرم برخورد کنم؟

پاسخ سؤال:
بر اساس آموزه‌های دینی، یکی از وظایف مهم والدین نسبت به فرزندان، فراهم کردن ازدواج مناسب برای آن‌هاست؛ پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دراین‌باره فرموده است: «فرزند سه حق بر پدر دارد: اول؛ انتخاب نام نیکو، دوم؛ کتابت، نوشتن و سواد‌آموزی، سوم؛ ازدواج، زمانی که فرزند بالغ شد.»[۱]

امّا نکته حائز اهمیت این است که هر مخالفتی از سوی خانواده‌ها، به معنای بد بودن نیست. همچنان‌که هر موافقتی هم به معنای خوب بودن نیست.

ازاین‌رو، در ابتدا باید بررسی کرد که دلیل یا دلایل مخالفت والدین با انتخاب جوان چیست؟ آیا آن‌ها دلایل قانع كننده‌ای، براى مخالفت خود دارند؟ و آیا جوان هم پاسخ منطقى و قانع کننده‌ای براى مخالفت با آن‌ها دارد یا نه؟

لذا در خصوص وضعیت شما که تنها پدر گرامی با خواستگارتان مخالفت کرده است(آن‌هم صرفاً به خاطر ظاهر خواستگار که موردپسند ایشان نبوده است) و دیگر اعضای خانواده هم به نظر موافق می‌آیند، باید عرض کرد: علت مخالفت پدرتان با توجه به اینکه ازلحاظ مختلف، ایشان را تأیید کرده است، به نظر غیرمنطقی است؛ چون شما می‌خواهید با خواستگارتان ازدواج کنید و شما باید ظاهر خواستگارتان را بپسندید، نه پدرتان. از طرفی، شما و پدرتان هرگز نباید به دو گروه مخالف و موافق تقسیم شوید و در برابر هم جبهه‌‏اى تشكیل بدهید و هرکدام بر طبل رأى خود بكوبید، بلكه باید در چنین شرایطی درصدد جلب رضایت ایشان برآیید.

بنابراین اگر واقعاً علت مخالفت پدر شما، صرفاً ظاهر خواستگار باشد و با فکر و مشورت از دیگران، نسبت به انتخاب خود اطمینان دارید، امید است که با استفاده از راهکارهای ذیل بتوانید رضایت پدرتان را به‌دست آورید؛

اول اینکه: اگر بزرگ‌تری در فامیل دارید که حرفش تأثیرگذار است، بهتر است با پدرتان صحبت کند و تأیید مشاور را هم نسبت به ازدواجتان به او اطلاع دهد.

دوم اینکه: از دیگرانی که خواستگارتان را قبول دارند، بخواهید که با پدرتان در این مورد صحبت کنند.

سوم اینکه: خودتان با اصرار محترمانه و بدون عصبانیت و عجله و با استفاده از هر کاری که ممکن است پدرتان را وادار به رضایت کنید. این‌قدر جلو بروید که در‌نهایت رضایتش را به‌دست آورید.

چهارم: شما می‌توانید روی کمک مادرتان و دیگر اعضای خانواده برای متقاعد کردن پدرتان حساب بازکنید.
همچنین ببینید چه‌کاری روی پدرتان تأثیرگذار است، همان را انجام دهید؛ مثل کمک کردن یا هدیه دادن یا ... آن را انجام دهید تا به‌تدریج دلش نرم شود و با نظرتان موافقت کند.

پی‌نوشت:
[۱]. بحارالانوار، ج۶، ص۲۴

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: مخالفت پدر، خواستگار، مخالفت غیرمنطقی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری هستم که اخیراً خواستگاری برایم آمده است که از همه لحاظ، مورد خوبی است. پدرم نیز او را تأیید می‌کند؛ چه ازنظر خانوادگی، چه ازنظر شخصیتی، ولی متأسفانه پدرم از ظاهر خواستگارم، اصلاً خوشش نمی‌آید، برخلاف نظر من که با ظاهر خواستگارم مشکلی ندارم. پدرم، آدم یک دنده‌ای است و به‌هیچ‌وجه راضی نمی‌شود. از آن‌طرف، مادرم و دیگر اعضای خانواده‌ام معقتدند؛ برای ازدواج، نظر من مهم‌تر است و درنهایت من باید بپسندم. امّا پدرم می‌گوید؛ این خواستگار، به دلم نمی‌نشیند. اگر او را قبول کنی، من از خانه می‌روم. لطفاً راهنمایم کنید، چگونه با نظر غیرمنطقی پدرم برخورد کنم؟

پاسخ سؤال:
بر اساس آموزه‌های دینی، یکی از وظایف مهم والدین نسبت به فرزندان، فراهم کردن ازدواج مناسب برای آن‌هاست؛ پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دراین‌باره فرموده است: «فرزند سه حق بر پدر دارد: اول؛ انتخاب نام نیکو، دوم؛ کتابت، نوشتن و سواد‌آموزی، سوم؛ ازدواج، زمانی که فرزند بالغ شد.»[۱]

امّا نکته حائز اهمیت این است که هر مخالفتی از سوی خانواده‌ها، به معنای بد بودن نیست. همچنان‌که هر موافقتی هم به معنای خوب بودن نیست.

ازاین‌رو، در ابتدا باید بررسی کرد که دلیل یا دلایل مخالفت والدین با انتخاب جوان چیست؟ آیا آن‌ها دلایل قانع كننده‌ای، براى مخالفت خود دارند؟ و آیا جوان هم پاسخ منطقى و قانع کننده‌ای براى مخالفت با آن‌ها دارد یا نه؟

لذا در خصوص وضعیت شما که تنها پدر گرامی با خواستگارتان مخالفت کرده است(آن‌هم صرفاً به خاطر ظاهر خواستگار که موردپسند ایشان نبوده است) و دیگر اعضای خانواده هم به نظر موافق می‌آیند، باید عرض کرد: علت مخالفت پدرتان با توجه به اینکه ازلحاظ مختلف، ایشان را تأیید کرده است، به نظر غیرمنطقی است؛ چون شما می‌خواهید با خواستگارتان ازدواج کنید و شما باید ظاهر خواستگارتان را بپسندید، نه پدرتان. از طرفی، شما و پدرتان هرگز نباید به دو گروه مخالف و موافق تقسیم شوید و در برابر هم جبهه‌‏اى تشكیل بدهید و هرکدام بر طبل رأى خود بكوبید، بلكه باید در چنین شرایطی درصدد جلب رضایت ایشان برآیید.

بنابراین اگر واقعاً علت مخالفت پدر شما، صرفاً ظاهر خواستگار باشد و با فکر و مشورت از دیگران، نسبت به انتخاب خود اطمینان دارید، امید است که با استفاده از راهکارهای ذیل بتوانید رضایت پدرتان را به‌دست آورید؛

اول اینکه: اگر بزرگ‌تری در فامیل دارید که حرفش تأثیرگذار است، بهتر است با پدرتان صحبت کند و تأیید مشاور را هم نسبت به ازدواجتان به او اطلاع دهد.
دوم اینکه: از دیگرانی که خواستگارتان را قبول دارند، بخواهید که با پدرتان در این مورد صحبت کنند.
سوم اینکه: خودتان با اصرار محترمانه و بدون عصبانیت و عجله و با استفاده از هر کاری که ممکن است پدرتان را وادار به رضایت کنید. این‌قدر جلو بروید که در‌نهایت رضایتش را به‌دست آورید.
چهارم: شما می‌توانید روی کمک مادرتان و دیگر اعضای خانواده برای متقاعد کردن پدرتان حساب بازکنید.

همچنین ببینید چه‌کاری روی پدرتان تأثیرگذار است، همان را انجام دهید؛ مثل کمک کردن یا هدیه دادن یا ... آن را انجام دهید تا به‌تدریج دلش نرم شود و با نظرتان موافقت کند.

پی‌نوشت:
[۱]. بحارالانوار، ج۶، ص۲۴
بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: مخالفت پدر با خواستگار، خواستگار، ظاهر خواستگار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
آمار منتشر شده حاکی از آن است که ازدواج‌ها در حال کاهش و همچنین سن ازدواج در حال افزایش است. این در حالی است که مسئولان، هر چند وقت یکبار، آماری مبنی بر کاهش آمار ازدواج اعلام می‌کنند و دلایل عدم تمایل جوانان به ازدواج را بر می‌شمارند، امّا در نهایت هیچ اقدام موثری جهت تسهیل در ازدواج جوانان صورت نمی‌گیرد.

بسیاری از دختران و پسران مجرد به منظور آشنایی بیشتر با یکدیگر رابطه برقرار می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از این روابط به ازدواج ختم نمی‌شود و دختران و پسران درگیر آسیب‌های روحی و عاطفی می‌شوند. علاوه بر آن، فرصت‌های ازدواج را از دست داده و به مرور زمان سن‌شان بالاتر می‌رود و در نهایت یک فرد تنها و مجرد باقی می‌مانند. 

دلیل بی‌تمایلی ۸۷ درصد پسران به ازدواج؛ عدم پوشش مناسب دختران 
 به تازگی فاطمه سادات محبی؛ پژوهشگر شورای فرهنگی-اجتماعی زنان با اشاره به پژوهشی كه در زمینه آسیب‌شناسی ازدواج دانشجویی در مقاطع مختلف بین ۲۰۶ دانشجو انجام گرفته، اظهار داشته: بر اساس آمار به دست آمده طی این پژوهش، ۷۱ درصد دانشجویان پسر دلیل بی‌تمایلی به ازدواج را سختی‌های اقتصادی عنوان كردند.

وی افزوده: همچنین عدم باور پسران به برکت زندگی پس از ازدواج ۸۰ درصد، مهریه‌های سنگین ۵۸ درصد، توجه به زیبایی و ظواهر ۷۵ درصد، توقعات بالای پسران در انتخاب همسر ۷۴ درصد، ضعف خانواده پسر در یافتن دختر مناسب برای ازدواج ۵۰ درصد، پوشش نامناسب دختران ۸۷ درصد، از جمله آمارهای به دست آمده در این آسیب‌شناسی در بحث بی‌تمایلی دانشجویان به ازدواج محسوب می‌شود.

متاسفانه عوامل فرهنگی نیز در تاخیر ازدواج موثر هستند که از جمله این موارد می‌توان به تغییر نگرش جامعه به ملاک‌های ازدواج، ناکارآمدی شیوه‌های سنتی انتخاب همسر، کاهش تعداد خواستگار دختران، تمایل پسران به ازدواج با دخترانی که ۷ تا ۱۰ سال از آن‌ها کوچکترند، تاخیر در ازدواج به ویژه در پسران اشاره کرد. 

پسران مجرد، دنبال چطور همسری می‌گردند؟ 
پای درد دل پسران مجرد که می نشینی و دلیل ازدواج نکردنشان را می‌پرسی، از مشکلات اقتصادی تا سخت‌گیری خانواده‌ها و پرتوقع بودن دخترها گله می‌کنند و می‌گویند: مگر می‌شود در این زمانه، زن گرفت؟ ما در تامین مخارج زندگی خودمان هم مانده‌ایم، چگونه مخارج زندگی یک نفر دیگر را هم تقبل کنیم؟

امّا برخی دیگر معتقدند که می‌شود ازدواج کرد، ولی بهتر است که قبل از تصمیم گرفتن به ازدواج، با طرف مقابل آشنا شویم و بعد به خواستگاری او برویم. این در حالی است که دختران این مسأله را سوء استفاده می‌دانند و نگرانند که این رابطه برای آشنایی بیشتر به ازدواج ختم نشود و آسیب ببینند.

امیرحسین ۳۴ ساله، فوق لیسانس حسابداری دارد و در دو شرکت مختلف، مشغول به کار است. او هنوز مجرد است و در این رابطه می‌گوید: دلم می‌خواهد که ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدهم. حتی به دوستان و آشنایان هم گفته‌ام تا دختری مناسب با شرایط من معرفی کنند تا با او ازدواج کنم.

از او راجع به شرایط ازدواجش می‌پرسم و می‌گوید: دوستان زیادی داشته‌ام که بعد از ازدواج، زندگی مشترکشان دچار مشکلاتی شده است و از هم پاشیده است. دلم نمی‌خواهد ازدواج ناموفقی داشته باشم. برای همین باید با دختری که به من معرفی می‌شود یک الی دو سال رفت و آمد داشته باشم و اگر مناسب یکدیگر بودیم ازدواج کنیم. 

امیرحسین بیان می‌کند: من چهره همسری که انتخاب می‌کنم برایم اهمیت دارد، برای همین خیلی از دخترهایی که به من معرفی می‌شوند و ظاهرشان به دلم نمی‌نشیند را رد می‌کنم. شاید یکی از دلایلی که تا الان مجرد مانده‌ام همین باشد. دلم می‌خواهد همسر زیبایی داشته باشم. البته بسیاری از دخترخانم‌هایی هم که با آن‌ها آشنا می‌شوم، راضی نمی‌شوند تا مدتی با هم آشنا شویم و بعد ازدواج کنیم. آن‌ها در مرحله اول دلشان می‌خواهد من رسما به خواستگاری‌شان بروم. امّا مگر می‌شود که از کسی نشناخته خواستگاری کنی؟ 

دختران مجرد چه می‌خواهند؟ 
 به عقیده دختران مجرد، پسران مسئولیت‌پذیر بسیار کم هستند. آن‌ها می‌گویند نمی‌توانند به راحتی به خواستگارانشان اعتماد کنند.
راحله ۳۵ ساله، فوق لیسانس کشاورزی دارد و در یک شرکت خصوصی کار می‌کند. او می‌گوید: تا به حال خواستگاران زیادی داشته است؛ امّا وقتی می‌فهمد یک پسر ۴۰ ساله تا امروز نتوانسته پس اندازی برای خودش داشته باشد، نمی‌تواند به او اعتماد کند. 
راحله بیان می‌کند: این که همسر من ثروتمند باشد برایم اهمیت زیادی ندارد، امّا اینکه یک پسر تا سن ۴۰ سالگی چه کار مفیدی در زندگی‌اش انجام داده، خیلی مهم است.

او ادامه می دهد: به نظر من یک فرد در زندگی‌اش باید حرفی برای گفتن داشته باشد؛ مثلا یا در رشته خاصی درس خوانده باشد و خود را از لحاظ علمی تقویت کرده باشد یا اینکه در بازار مشغول به کار شده و کسب درآمد کرده باشد. امّا وقتی که یک پسر تا این سن، عمرش را به بطالت گذرانده باشد برای من قابل قبول نیست.  

پیامدهای افزایش سن ازدواج در ایران 
هنوز از یادها نرفته است که محمد اسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت از وجود بیش از ۱۱ میلیون دختر و پسر جوان در آستانه ازدواج در کشور خبر داده و گفته: بخش قابل مهمی از این جمعیت که بین ۱۸ تا ۳۵ سال دارند، در حال پشت سر گذاشتن سن ازدواج و باروری سالم هستند که این امر زمینه ساز کاهش نرخ باروری در کشور است. 

براساس آمارهای کنونی، سن ازدواج در کشور پنج سال افزایش یافته است که باید تلاش شود حداقل ۲ سال آن را کاهش دهیم تا به نرخ مطلوب باروری یعنی ۲،۱ درصد برسیم. اگر کاهش سن ازدواج درکشور رخ ندهد، درسال ۱۴۳۰ نرخ باروری صفر و پس از آن نیز منفی خواهد شد که این امر مشکلات عدیده‌ای در حوزه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایجاد خواهد کرد. 
منبع: فردانیوز




طبقه بندی: سبک زندگی،  تهاجم فرهنگی،  مقاله، 
برچسب ها: پسران مجرد، دختران مجرد، خواستگار، عدم پوشش مناسب دختران، سن ازدواج، سن ازدواج در ایران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 11  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic