پیشرفت روز افزون و سریع  زندگی صنعتی در دنیای امروز، موجب شده تا میان نسل جوان و نوجوان با والدین فاصله ایجاد شود و به عبارتی شکاف میان نسل‌ها بوجود آید، از این رو یکی از مسائل مهم تربیتی که عده‌ای از والدین امروزه با آن دست به گریبان هستند، مساله نافرمانی یا اطاعت گریزی فرزندان نسبت به خواسته‌های والدین است.

متاسفانه عده‌ای از والدین به تصور اینکه نیاز فرزندانشان تنها در تهیه لباس زیبا و تغذیه مناسب خلاصه می‌شود، از ایجاد فضای صمیمانه و ارتباط دوستانه با فرزند خود خودداری کرده، به همین دلیل دائماً بین میان این دو نسل بر سر مسائل مختلف، اختلافاتی به وجود می‌آید.

 امّا درصورتی که والدین، راه‌های درست و مناسب ارتباط با فرزند خود را نیاموخته باشند، همواره رفتار فرزندشان برای آن‌ها چالش بر انگیز و دردسر ساز می‌شود.

فارغ از اینکه این فرزند، در چه برهه‌ای از زندگی بسر می‌برد، والدین می‌بایست این اصل کلی را مدنظر داشته باشند که برقراری ارتباط صمیمانه و گرم با فرزند، اولین قدم موثر در اطاعت پذیری فرزند از دستورات و ارزش‌های اخلاقی والدین است.

همواره باید این نکته را به مدنظر داشت که اگر والدین، رفتاری کج خُلقانه و انتقادی ازخود نشان دهند، فرزندان تا زمانی از آن‌ها حرف شنوی دارند که از آن‌ها ترس داشته باشند. از همین رو به محض اینکه فرزندان تشخیص دادند ترس بی مورد است، در برابر والدین و مربیان خود می‌ایستند و نافرمانی می‌کنند. این جمله معروف است که گفته می‌شود: «ما از کسی اطاعت می‌کنیم که او را دوست داریم و کسی را دوست داریم که با ما ارتباط خوبی داشته باشد.»

از طرف دیگر؛ استفاده مداوم و همه جانبه از تحکُّم و زور در برابر فرزندان نیز، باعث طغیان فرزند می‌شود. پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرموده است: «کودکانتان را تحت فشار قرار ندهید و آنان را به طغیان وا ندارید.»[1]

در جای دیگری امام علی(علیه‌السلام) فرموده است: «قُلُوبُ الرِّجال وَحشیة فَمَن تَألَّفَها أُقبلَت عَلَیه؛ دل‌های انسان‌ها وحشی‌اند، پس به کسی روی می‌آورند که با آن‌ها انس گیرد.»[2]

لذا حرف شنوی و حساب بردن فرزندان از والدین را نباید تنها معلول تحکُّم و زورگویی دانست؛ زیرا روشن است که حساب بردنی که صرفا به خاطر ترس و اضطراب باشد، روابط فرزندان را با والدین، از عاطفه و صمیمیت خالی کرده و آن را به روابطی خشک و رسمی مبدّل می‌کند.

در موارد متعددی می‌توان مشکلات جدّی فرزندان را تنها با یک تذکر آرام و برخورد صمیمانه و به دور از خشونت از بین برد. طبق فرمایش اندیشمندی؛ چیزی را که می‌توان با قاشق تراشید با چاقو نمی‌تراشند. همچنانکه هیچگاه فندق را با پُتک نمی‌شکنند.

البته این بدین معنی نیست که تنها برخورد صمیمانه والدین با فرزند، راهگشا باشد، بلکه باید همواره با حفظ اولویت بخشی مُدارا در زندگی، اصل تعادل در این زمینه را رعایت کرد که در غیر اینصورت، اطاعت گریزی فرزندان همچنان پابرجا خواهد ماند.

پس علاوه بر آن که فرزند باید با والدین خود روابط صمیمانه توأم با مهر و محبت داشته باشد، لازم است تا حدّی هم از آن‌ها حساب ببرد؛ یعنی هیبت پدر تا حدودی در دل فرزند وجود داشته باشد. اگر والدین نزد فرزند خود، چنین موقعیتی نداشته باشند و در نظر فرزند افرادی بی‌مقدار و بی‌شخصیت جلوه کنند، فرزند، خود را فردی رها شده به حال خود خواهد دانست و روشن است که چنین احساسی تا چه اندازه می‌تواند برای فرزند و خانواده‌اش منشاء ضرر و زیان شود.

در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) آمده است: «لا تَذهب الحَشمَة بَینکَ وَ بَینَ أَخیک وَ ابقِ مِنهَا فَإِنّ ذِهابَ الحَشمَة ذَهابُ الحَیاةِ وَ بِقاءُ المَودَّة؛ مبادا حشمت و بزرگی میان خود و برادرت را از بین ببری، زیرا از بین رفتن حشمت پیامدش از بین رفتن دوستی است.»[3] از این رو نباید صمیمت میان والدین با فرزند به گونه باشد که موجب فرو ریختن آداب و احترام لازم میان طرفین شود.

از سویی دیگر، برخوردهای صمیمانه و در عین حال محترمانه میان هریک از پدر و مادر و مراعات حریم حرمت و شؤونات هریک از آن‌ها از طرف دیگری، در پیدایش حسّ احترام نسبت به والدین بسیار موثّر است؛ از این ‌رو اگر در مواردی مشکلات و مسائلی در روابط پدر ومادر وجود داشته باشد، لازم است این مسائل را نزد فرزندان آشکار نکنند یا احیانا یکی در غیاب دیگری به انتقاد و بدگویی از طرف مقابل نپردازد.[4]

چه بسا مهم‌ترین مساله در این زمینه، این است که والدین تصور می‌کنند که برقراری یک رابطه صمیمانه و گرم با فرزندشان مشکل است، در حالی که اگر والدین کمی حوصله و صبوری کرده و با آرامش به حرف‌های فرزندشان گوش دهند، مسلما بسیاری از گره‌هایی که بایستی با دندان باز شوند، با دست به راحتی باز می‌شوند.

اگر خواهی سخن گویی، سخن بشنو، سخن بشنو
زبان آن کس تواند زد، که اول گوش گردد او

وقتی جوان امروزی احساس امنیت کند، قادر خواهد بود که با والدین خود صحبت کند، بدون اینکه واهمه‌ای از طرد شدن، مورد تحقیر قرار گرفتن و مورد مقایسه قرار گرفتن داشته باشند. در چنین شرایطی، آن جوان یا نوجوان، والدین خود را محرم اسرار دانسته و ارتباط صمیمانه‌ای بر قرار می‌کند.

یک مثال روشن؛ اینکه خود والدین در قبل از ازدواج، چرا با یک دوست راحت صحبت می‌کردند، امّا با پدر و مادر یا حتی با خواهر و برادر خود نمی‌توانستند به راحتی صحبت کنند؟ زیرا یک دوست تنها به حرف‌ها گوش می‌دهد و در‌‌نهایت برای اینکه دوستش را آرام کند، همدردی می‌کند و حتی یک راهکار هم جلوی پای او می‌گذارد.

چه بسا بتوان گفت؛ والدین به این دلیل نمی‌توانند با فرزند خود به ویژه در دوره نوجوانی و جوانی روابط صمیمانه برقرار کنند که فرزند خود را با زمان نوجوانی و جوانی خود مقایسه می‌کنند و انتظار دارند مانند فرزندان آن زمان رفتار کنند، حال آنکه خودشان نیز در آن ایام با والدین خود در تضاد بودند و همین مشکل را داشتند.

این اختلاف نظر میان والدین و فرزندان(نوجوان و جوان) که در بیشتر خانواده‌های امروزی به چشم می‌خورد، اکثر اوقات به تعارض و تضاد میان آنان منجر می‌شود. چون از یک طرف والدین تلاش می‌کنند خواسته فرزندشان را نادیده گرفته و عقیده خود را به او تحمیل کنند و در طرف مقابل هم نوجوان به هر طریقی مقاومت کرده و بدنبال آن است که سلایق، اعتقادات و ارزش‌های خود را به کار ببندد. به همین دلیل نافرمانی می‌کند و تضاد و کشمکش به وجود می‌آید.

از این رو لازم است که والدین، مهارت‌های ارتباط صمیمانه و صحیح با فرزند را آموزش ببینند.

امّا راهکارهای کاربردی و عملی:

1. اولین راهکار این است که والدین، با آرامش به حرف‌های فرزند خود گوش داده و بدون اینکه از منظر پدرانه یا مادرانه او را قضات کنند، سعی کنند حرف‌های او را مانند یک دوست صمیمی گوش داده و درک کنند. مسلما یکی از مهم‌ترین نکات در شکل‌گیری یک رابطه‌ی دوستانه با فرزند این است که والدین همیشه از موضع آمرانه با او برخورد نکنند. مگر می‌شود همیشه والدین به فرزندشان دستور دهند و در عوض از او بخواهند همچون یک دوست با آن‌ها صمیمی باشد؟ از این رو اگر والدین با موضوعی موافقتی ندارند، در عوض نهی‌کردن فرزندشان، او راهنمایی کنند و همیشه این اصل را به جای امر و نهی‌کردن انتخاب کنند و در اولویت قرار دهند.

2. والدین، باید فرزند خود را‌‌ آن طور که هست، بپذیرند و نباید بیش از توانش از او انتظار داشته باشند و همچنین نباید او را با دیگری حتی با دیگر فرزندان خود مقایسه کنند. مقایسه او با دوستان و همسن و سالانش کار نادرست و مردودی است و صمیمیت میان والدین و فرزند را از بین می‌برد.

پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علَیه‌و‌‌آلِه) در این باره فرموده است: «رَحِمَ اللهُ مَنْ اَعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّه قالَ کَیْفَ یُعینُهُ عَلی بِرِّه؟ قالَ؛ یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَ یَتَجاوَزُ عَنْ مَعْسُورِه وَ لا یُرْهِقُهُ وَ لا یَخْرُقُ بِه؛ خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را در نیکی به خود یاری می‌کند. راوی حدیث پرسید: چگونه فرزندمان را در نیکی به خود یاری نماییم؟ حضرت فرمود: آنچه را که کودک در قوه و توان داشته و انجام داده است از او قبول کند، آنچه انجام آن برای کودک سنگین و طاقت فرسا است از او نخواهد، او را به گناه و طغیان وادار نکند و به او دروغ نگوید و در برابر او مرتکب اعمال جاهلانه[و احمقانه] نشود.»[5]

3. والدین، لازم است محبت و علاقه خود را از صمیم قلب، به صورت جملاتی شیرین، امّا نه چرب زبانی به فرزندشان ابراز کنند؛ زیرا این کار محبت‌ها و دوستی‌های پایدار را افزایش و استمرار می‌دهد. مسلما ابراز محبت کلامی والدین به فرزندان بسیار نقش مثبتی خواهد داشت؛ مثلا پسرم یا دخترم، خیلی دوستت دارم، به تو افتخار می‌کنم و ...

از طرفی، فقدان رابطه محبت آمیز، منجر به وجود آمدن کمبود محبّت در شخصیت فرزندان می‌شود و علاوه بر آن، باعث ضعف اعتماد به نفس در فرزندان نیز می‌شود و برای پر کردن این خلأ عاطفی بدنبال جای دیگری خواهند بود که معلوم نیست چقدر می‌تواند برای آنان خطرناک باشد. چرا برخی از نوجوانان کم سنّ و سال به سیگار و اعتیاد تمایل پیدا می‌کنند؟ چرا برخی از دختران نوجوان در دام جوانان هوس‌باز می‌افتند؟ چرا برخی بدنبال تبرُّج و خودنمایی بوده و سعی دارند به گونه‌ای خود را مطرح کنند؟ و سوالاتی از این دست که می‌توان مهم‌ترین ریشه‌های آن‌ها را در کمبود محبّت فرزندان جستجو کرد.

4. والدین، باید با فرزند جوان و نوجوان خود متناسب با زبان دل آن‌ها و مناسب با زمان زندگی آن‌ها سخن بگویند.

5. والدین می‌توانند فاصله ذهنی و روحی میان خود با فرزند جوان و نوجوانشان را با درد و دل کردن و تعریف از خاطرات جوانی و نوجوانی خود، کم کنند.

6. والدین با بزرگواری و در بستر تغافل و بدون هیچ گونه اهانت و جسارتی، باید از خطاها و اشتباهات فرزند خود بگذرند و آنان را ببخشند. اهمیت فراوان این اقدام تربیتی در زندگی را می‌توان با لحظه‌ای درنگ در این روایت شریف، دریافت؛ رسول رحمت (صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله) می‌فرماید: «نیمی از انسان عاقل، تغافل(چشم پوشی) است.»[6]

7. والدین لازم است با فرزند جوان و نوجوان خود به زبان تکریم و احترام سخن بگویند؛ مثلا نام فرزند خود را با احترام به ویژه در حضور دیگران صدا کنند.

8. دادن هدیه‌ هرچند کوچک از سوی والدین به فرزند، می‌تواند باعث جلب محبت و از بین رفتن دلخوری‌ها شود. پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرموده است: «تَهادَوا تحابُّوا فَانَّ الهَدیَّةَ تَذهَبُ بِالضَّغائِن؛ هدیه دهید و به یکدیگر محبت کنید چرا که هدیه کینه‌ها را از دل می‌برد.»[7] البته باید توجه داشت که در این زمینه نباید زیاده روی کرد؛ چه اینکه باعث انتظارات نابجا در فرزند می‌شود.

9. والدین می‌توانند با نزدیک شدن به دوستان فرزندشان، زمینه صمیمیت و نزدیکی خود با فرزندشان را نیز فراهم می‌کنند و بر این اساس ارتباط محبت آمیز تقویت می‌شود.

10. والدین نباید در هنگام انتقاد از رفتار فرزند خود، شخصیت او را زیر سوال برده، بلکه بعد از بیان چند ویژگی مثبت او عمل ناپسند و نادرست فرزندشان را مورد نقد قرار دهند. همچنین نباید این انتقاد در جمع به ویژه در حضور اطرافیان نزدیک باشد؛ زیرا انتقاد در جمع، معمولا به ایجاد حس حقارت و دست کم‌ حس شرمندگی در فرزند منجر می‌شود، امّا انتقادهایی که در خلوت در میان والدین و فرزند انجام می‌شود، گویای حُسن نیت والدین است که این در پذیرش انتقاد از سوی فرزند بسیار موثر است.

بنابراین ایجاد صمیمیت و ارتباط دوسویه میان والدین و فرزند جوان و نوجوان خود جهت تربیت صحیح لازم و ضروری است. مسلما وقت نگذاشتن از سوی والدین در این امر، ضرر و خسران را متوجه آن‌‌ها خواهد کرد.

امام صادق(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «هرکس در راه خیر انفاق نکند، موقعیتی پیش می‌آید که در راه شر دو برابر آن چه باید در راه خیر انفاق می‌کرد، الزاما خرج کند.»[8] از این رو اگر والدین اکنون که فرزندانشان به آنان نیاز دارند، وقتی را در اختیارشان قرار ندهند و زمانی را برای ابراز محبت و صمیمیت نسبت به آنان نگذارند، چه بسا در آینده مجبور شوند چند برابر وقتی که نگذاشته‌اند، وقت بگذارند و حسرت بخورند که چرا در گذشته وقت نگذاشته‌اند و فرزند خود را به درستی تربیت و هدایت نکرده‌اند.

پی‌نوشت‌ها:
[1]. نهج الفصاحه، کلمه‏451
[2]. نهج البلاغه، کلمات قصار،50
[3]. بحارالانوار، ج75، ص254
[4]. کتاب رفتار والدین با فرزندان
[5]. کافی، ج6، ص50
[6]. غررالحکم، ص245، حکمت5046
[7]. وسائل الشیعه، ج7، ص289
[8]. خانواده پویا، ج7 ،ص28





طبقه بندی: سبک زندگی،  تربیت فرزند،  مقاله، 
برچسب ها: صمیمیت والدین و فرزندان، رابطه والدین با فرزندان، حرف شنوی فرزندان، مدارا، تغافل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
میزان و نحوه توجه ما به رفتار فرزندمان، نقش یک تقویت کننده را دارد. توجه والدین، اعم از توجه مثبت و منفی آن‌هاست، یعنی پدر و مادر چه کودک را در قبال انجام کاری تشویق و تحسین کنند و چه توبیخ و سرزنش، به او و کارش توجه کرده‌اند.

کودکان از چگونگی توجه و واکنش‌ والدین نسبت به کارهایشان در می‌یابند که با انجام کدام عمل توجه آن‌ها جلب می‌شود و چه کاری را ادامه دهند یا رها کنند. پدر و مادری که فقط به محض رعایت یک رفتار ناهنجار و ناپسند از فرزندشان، واکنش نشان داده و برآشفته می‌شوند، در واقع به کودک یاد می‌دهند که این رفتارش را ادامه دهد، چون در جلب توجه آن‌ها بسیار موفق عمل کرده است، در صورتی که ما می‌توانیم شکارچی لحظه‌های مثبت فرزند دلبندمان باشیم.

برای این مهم لازم است مراقبت لازم را داشته باشیم و با دیدن رفتارهای مثبت و پسندیده، توجه کافی و مناسب را نسبت به آن نشان بدهیم تا فرزندمان مطمئن شود با انجام کارهای خوب به او توجه بیشتر و بهتری خواهیم کرد.

ندیدن
زمانی که گام اول یعنی دیدن کارهای خوب با موفقیت برداشته شود، نوبت به گام دوم می‌رسد که نادیده گرفتن رفتارهای ناپسندی است که دوستشان نداریم.
نادیده گرفتن سنجیده، یک راه موثر برای برطرف کردن برخی رفتارهای آزار دهنده کودک است. نادیده گرفتن سنجیده، هنر ندیدن رفتارهایی است که دوستشان نداریم. امام علی(علیه‌السلام) در این باره می‌فرماید: «از بهترین رفتارهای (حالات) شخص بزرگوار، نادیده گرفتن چیزی [از خطاها و بدی‌های مردم] است که می‌داند.»[1]

کاربرد این روش در جاهایی است که کودک شما سعی می‌کند با انجام رفتارهای آزار دهنده توجه شما را جلب کند، لذا بهترین برخورد شما، بی توجهی و نادیده گرفتن رفتارهای آزاردهنده و توجه به رفتارهای صحیح اوست.

فرمول‌های ندیدن
برای اینکه نادیده گرفتن سنجیده، بهتر و هدفمند استفاده کنید، به چند نکته توجه داشته باشید:

ابتدا تصمیم بگیرید که چه چیزهایی را می‌توانید نادیده بگیرید، چه چیزهایی را نمی‌توانید. کاری را که نمی‌توانید تا آخر نادیده بگیرید، از برنامه نادیده انگاری خارج کنید. مثلا اگر کودک خردسال شما حرف زشتی را بر زبان آورد، اگر می‌توانید در همه شرایط در مقابل بدزبانی او بی تفاوت باشید، این کار او را نادیده بگیرید. برای این منظور به هیچ وجه نباید نسبت به بدزبانی او واکنشی نشان دهید. در مقابل اگر رفتار خوبی نشان داد، به سرعت از او تعریف و تمجید کنید.

وقتی تصمیم گرفتید درباره یک رفتار از روش نادیده گرفتن استفاده کنید، به شیوه‌های گوناگون به آن واکنش نشان ندهید، چه زبانی و چه غیر زبانی، بنابراین با حرکات صورت به او اشاره نکرده، حتی نگاهش نکنید، وانمود کنید که مشغول انجام کاری هستید و یا اتاق را ترک کنید. اگر نمی‌توانید از اتاق بیرون بروید، رویتان را به سمت دیگری برگردانید و تا وقتی که کودک به عملش ادامه می‌دهد، شما نیز کاملا نسبت به او بی تفاوت باشید. به عنوان مثال، اگر کودک شما هر روز موقع غذا خوردن بهانه می‌گیرد، می‌توانید از این روش استفاده کنید:
 
وقتی او شروع به بهانه‌گیری می‌کند و غذای بیشتری می‌خواهد، ابتدا به صورت کاملا قابل فهم و واضح و همراه با آرامش، برای او توضیح می‌دهید که غذای او همین مقدار است که در مقابلش قرار داده‌اید. در این صورت اگر کودک به بهانه‌گیری خود ادامه داد، می‌توانید با فردی دیگر به صحبت پرداخته و به رفتارهای او توجهی نکنید. هنگامی که کودک روش بهانه‌جویی را راه مناسبی برای جلب توجه والدینش ندید، کم کم دست از این کار بر خواهد داشت.
 
در ابتدای استفاده از این روش، ممکن است رفتار ناپسند کودک بدتر و بیشتر شود. احتمالا او سعی می‌کند با تشدید رفتارهای آزاردهنده، پاسخی از شما دریافت کند و توجهی که قبلا در قبال این کارها به او نشان می‌دادید را دوباره به دست آورد، بنابراین هر تلاشی را برای جلب توجه، علامتی از پیشرفت در نظر بگیرید و شما نیز کوشش خود را برای بی توجهی به آن بیشتر نمایید.

رادیو را روشن کنید، نگاهی به پنجره بیاندازید، درباره کارهای روزانه با دیگری یا خودتان صحبت کنید، همه این‌ها راه‌هایی برای تداوم بی توجهی هستند. اگر طول مدت نق زدن و بداخلاقی کودک را هر بار اندازه بگیرید، خواهید دید که ابتدا تعداد بروز رفتار زننده و مدت آن افزایش خواهد یافت، امّا به تدریج از آن کاسته می‌شود و پس از مدتی آن رفتار خاص را انجام نخواهد داد.

برای سرعت بخشیدن به اصلاح رفتار، کارهای پسندیده‌اش را مورد توجه ویژه قرار دهید و آن‌ها را با تعریف و تمجید و پاداش تقویت نمایید.

یادتان باشد که برای تربیت لازم است سبک مشخص و قابل پیش بینی داشته باشید و با جدّیت به روش‌های صحیح خود در پرورش کودک ادامه دهید. ثبات شما در انجام روش، سبب هماهنگی بیشتر کودکتان و در نتیجه بروز تغییرات مثبت در رفتارهای او خواهد شد.

پی‌نوشت:
[1]. نهج البلاغه، حکمت222

منبع: 
رهروان




طبقه بندی: تربیت فرزند، 
برچسب ها: توجه به کودک، نادیده گرفتن، فرمول‌های ندیدن، بدزبانی، تغییر رفتار کودک، رهروان، رفتارهای آزاردهنده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 9 اسفند 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام، کودکی دارم که زیاد اظهار کسالت و بی حوصلگی می‌کند و با شیوه‌های عمومی مثل مشغول کردن و ... هم راضی نمی‌شود. مشکل کودک من چیست و چگونه می‌توانم آن را برطرف کنم؟

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید تشکر می‌کنم.

موقعیت بچه‌های امروز با بچه‌های دیروز تفاوت دارد. بچه‌های نسل گذشته از امکانات سرگرم سازنده‌ی کودکان امروزی بی‌بهره بودند، امّا مثل بچه‌های امروز پرتوقع و وابسته نبودند. یکی از راه‌های حل این مشکل، تقویت خلاقیت کودک است.

1. زمانی که کودک از سر کسالت و تنگ حوصلگی شروع به نق زدن می‌کند، بهترین واکنش شما در برابر این موقعیت این است که از خود خویشتن داری نشان داده و سکوت اجباری را پذیرا  شوید؛ چون یکی به دو کردن با کودک بر روی اعصابتان اثر می‌گذارد. در آن صورت، بهتر است به او پیشنهاد کنید که با انجام دادن کارهای خانه خود را مشغول کند.

2. برای تقویت خلاقیت کودک، به زمان اختصاصی او به تلویزیون و یا اسباب‌بازی‌های الکترونیکی توجه کنید. به زبان ساده‌تر، اگر این نوع سرگرمی‌ها از حالت سازنده خارج شده و صورتی بیمارگون به خود بگیرد در آن صورت، باید زمان دیدن برنامه‌های تلویزیونی کودک محدود شود؛ چون مشغول شدن با این وسایل سرگرم کننده سبب می‌شود که کودک گرفتار کاستی‌ها و نقایص قوه خلاقه ذاتی‌اش شود؛ چون تلویزیون در هر شرایطی نمی‌تواند رضایت بخش باشد.

3. کودک بی‌حوصله را به سوی سرگرمی‌اش سوق دهید که می‌تواند در بردارنده‌ی سرگرمی‌های وابسته، مرتبط و مشابه دیگر باشد.

4. اگر شما منبع اصلی سرگرمی بچه‌تان باشید، در آن صورت، در اوان کار وابستگی‌زدایی از کودک قدری دشوار بوده و لازم است که فرد جهت مستقل کردن بچه‌‌اش، سرمایه گذاری‌های لازمه را در این راستا به عمل آورد. بدین منظور مادر می‌تواند بازی خاصی را با بچه‌اش شروع کرده و پس از مشغول داشتن او، به سوی  کارهای شخصی‌اش برود. روشن است که این روش در بدو امر بردباری لازمه را طلب می‌کند؛ چون مادر، کودک را به وجود خود وابسته کرده است.

5. در موقعیت‌های بی حوصلگی کودک، حتی المقدور والد باید از برقرار ساختن ارتباط کلامی با بچه‌اش پرهیز کند. چون در این حالت، سر کودک برای جرو بحث کردن پایان ناپذیر درد می‌کند. بنابراین مادر باید در برابر پیله کردن کودکش تنها به آه، اوه، هوم و اصواتی از این دست آن هم به صورت فاصله‌دار بسنده کند، چون کودک در به در به دنبال یافتن شخصی از برای سرگرم شوندگی است.

6. کودکتان را تشویق کنید که لیستی از کارها و بازی‌های سرگرم کننده را تهیه کرده و آن را بر در اتاق خود نصب کرده و زمانی که احساس کسالت و بی حوصلگی می‌کند، به سراغ لیست از پیش آماده‌اش برود.

منبع مطالعاتی:
[1]. فرهنگ تربیت کودکان، الیزابت پنتلی، ترجمه بهزاد رحمتی، انتشارات ماهرنگ
[2]. 20 مشکل کودکانه، 20 راه‌حل عقلانه، حمیدرضا اشرفی، انتشارات ماهرنگ




طبقه بندی: تربیت فرزند،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: بی حوصلگی کودک، کسالت کودک، سرگرمی، خلاقیت، تقویت خلاقیت، تقویت خلاقیت کودک،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 23 بهمن 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
یکی از نیازهای کودک، مورد توجه قرار گرفتن است. کودک برای جلب توجه والدین، دست به هرکاری خواهد زد. اگر تمرکز پدر و مادر روی نکات مثبت باشد، کودک تلاش می‌کند با رفتارهای مثبت، توجه آن‌ها را به خود جلب کند و برعکس اگر والدین به محض مشاهده رفتار منفی واکنش نشان دهند، کودک را به این سمت سوق داده‌اند که برای جلب توجه آن‌ها دست به رفتارهای منفی بزند؛ بنابراین این والدین هستند که به کودک می‌آموزند چه چیزی توجه آن‌ها را جلب خواهد کرد.

به عنوان نمونه، اگر کودکان شما به آرامی در حال بازی هستند و شما نیز بدون توجه به آن‌ها، مشغول کارهای خودتان می‌باشید و به محض درگیر شدن آن‌ها با یکدیگر، وارد صحنه شده و اقدامات لازم را انجام می‌دهید، در واقع به آن‌ها می‌آموزید که اگر نیاز به توجه دارند، باید رفتارهای منفی مانند درگیری از خود نشان دهند.

افزایش آگاهی ما از اصول و شیوه‌های تحسین کردن، رفتارهای مطلوب را در کودکان‌مان افزایش داده و شیوه‌های جلب توجه صحیح را یادمان می‌دهد.

تحسین رفتار
در هنگام تحسین کردن، لازم است رفتار کودک را تحسین کنید نه خود او را، بنابراین گفتن "تو پسر خوبی هستی" اشتباه است.

توصیف
برای تحسین کارهای خوب کودک، فقط به گفتن آفرین اکتفا نکنید، بلکه کار او را توصیف نمایید: "آفرین که وقتی ار در اومدی با صدای بلند سلام کردی."

آسان گیری
در ابتدا هر پیشرفتی را تحسین کنید، حتی اگر کم و کوچک باشد. مثلا اگر قبلا اتاقش را مرتب نمی‌کرد، ولی حالا یکی از اسباب‌بازی‌هایش را سرجای خود گذاشته است، به این کار او توجه مثبت نشان داده و کمک کنید تا بقیه را نیز مرتب نماید.

تناسب
تحسین باید متناسب با سن و شخصیت کودک باشد. در آغوش گرفتن و بوسیدن برای کودکان خردسال و استفاده مناسب از کلمات برای کودکان بزرگتر می‌تواند مفید باشد. به عنوان نمونه، هنگام وارد شدن به اتاق مرتب شده کودک دوازده ساله خود، می‌توانید بگویید: "معلوم است آدم با سلیقه‌ای اینجا بوده!"

خلاقیت
سعی کنید تحسین‌های شما تکراری نشوند. از روش‌ها و جملات جدید استفاده نمایید؛ چون عبارات تکراری و پشت سرهم، اثر خود را از دست می‌دهند.

سرعت عمل
میان رفتار خود و تحسین شما نباید فاصله باشد، خصوصا درباره کودکان خردسال، وقتی تحسین موثر است که بدون معطلی انجام شود.

بازخورد
اگر می‌خواهید بدانید تحسین شما موثر بوده است یا خیر، باید ببینید کودک شما آن رفتار را تکرار می‌کند یا نه؟ اگر فرزندتان در ظاهر واکنشی در مقابل تحسین شما نشان نمی‌دهد، امّا رفتار مورد نظر را تکرار می‌کند، معلوم است که شما موفق شده‌اید.

توجه بدون شرط
به یاد داشته باشید که نباید کودک تمام توجه لازم را فقط به واسطه رفتارهای مثبت کسب نماید، بلکه باید هر از گاهی، بدون دلیل به او توجه نموده و ابراز محبت کنید.

منابع:
[1]. دکتر گاردنر، چگونه با کودکم رفتار کنم؟
[2]. دکتر جان بزرگی، آموزش اخلاق، رفتار اجتماعی و قانون پذیری به کودکان
[3]. دکتر طهماسیان، جزوه منتشر نشده




طبقه بندی: تربیت فرزند، 
برچسب ها: تحسین رفتار، خلاقیت، بازخورد، تحسین کودک، جلب توجه، توجه بدون شرط، چگونه با کودکم رفتار کنم؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 21 بهمن 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام، بنده مادری هستم که دارای کودک 6ساله، ولی کودکم به من احترام نمی‌گذارد و گاهی حتی دست روی من بلند می‌کند. لطفا بفرمایید چه رفتاری با او داشته باشم؟

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

هرگز نباید به کودک اجازه داد که روی والدین خود دست دراز کند. این قبیل تهاجم‌های بدنی هم برای کودک و هم برای پدر و مادر زیان‌بارند.

در روایتی از امام حسن عسکری(علیه‌السلام) آمده است که جسارت فرزند به والدین در کودکی، سبب بدرفتاری‌های او در بزرگسالی و نهایتا عاق شدن او می‌گردد.[1]

این حملات از طرفی باعث می‌شوند که کودک از مقابله به مثل والدین به واهمه افتد و از سوی دیگر، به ایجاد خشم و نفرت نزد والدین می‌انجامد.
برای اینکه کودک احساس گناه و تشویش نکند و پدر و مادر بتوانند از لحاظ احساسی نسبت به کودک خود گشاده‌رو و مهربان باقی بمانند، لازم است کودک از دست دراز کردن روی دیگران منع شود.

این اِعمال محدودیت در برابر کودک به منظور ممانعت از زدن والدین، نباید تحت هیچ شرایطی تغییر کند. تعلیم و تربیت موثر براساس احترام متقابل بین پدر و مادر و فرزند استوار است، بدون اینکه والدین از نقش بزرگسالانه خود دست بکشند و مسئولیت خود را فراموش کنند. 

لذا هروقت کودک شما خواست دست بلند کند، دستش را بگیرید و اجازه این کار را به او ندهید. در جنبه پیشگیرانه نیز، سعی کنید از دستورهای پی در پی و رفتارهایی که آتش خشم او را شعله‌ور می‌سازد، پرهیز کنید.

همچنین باید توجه داشت که برخورد متقابل شما در برابر رفتار نادرست فرزندتان، باید به دور از هرگونه خشونت فیزیکی باشد. لذا در صورت بروز هرگونه گستاخی کافی است که ساعتی با اخم و ناراحتی با او برخورد کنید و اگر در منزل هستید به او بگویید به اتاقش برود و در حالی که در اتاق باز است تا اطلاع ثانوی از اتاق بیرون نیاید.
از به کار بردن روش‌های آسیب رسان و تنبیه‌های خشن باید جدا اجتناب کرد و نباید فرزندتان را مورد ضرب و شتم قرار داد، چرا که نتیجه‌ای کاملا وارونه خواهد داد.

با آرزوی موفقیت

پی‌نوشت:
[1]. «جُرْأَةُ الولد علی والده فی صغره، تدعو الی العقوق فی کبره؛ جسارت فرزند بر پدر در سنین خردسالی، او را در سن بزرگسالی به مخالفت [با وی] خواهد کشانید.»[تحف العقول، ص368]




طبقه بندی: تربیت فرزند،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: بی احترامی کودک به والدین، گستاخی کودک، تنبیه کودک، جسارت فرزند به والدین، خشونت فیزیکی، رفتار نادرست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 20 بهمن 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 45  صفحات :
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات