یکی از دغدغه‌های والدین در زمان حاضر، با توجّه به هجمه‌های گوناگون فرهنگی که از سوی فرهنگ‌های مختلف نسبت به فرهنگ و سنت‌های الهی ما صورت می‌گیرد، سلامت معنوی و روانی فرزندانشان است و این‌که چگونه آنان را از انواع آسیب‌های دوران محفوظ دارند و براساس تعالیم نجات بخش اسلام، تربیت کنند تا درنهایت آنان را به زندگی اسلامی که همان سبک زندگی اسلامی است، نزدیک‌تر کنند.

از آنجایی که موضوع رسانه می‌تواند به عنوان عامل مهم و تاثیرگذار در ایجاد و تغییر سبک زندگی باشد، از این‌رو در این پست برآنیم تا نقش استفاده از رسانه را در ایجاد و تغییر سبک زندگی مورد بررسی قرار بدهیم و اینکه استفاده از رسانه چه آسیب‌های مهمی، نهاد خانواده را با خطر مواجه می‌کند؟

مفهوم و مولفه‌های سبک زندگی
معنای ترکیب «سبک زندگی» در لغت؛ «روش خاصی از زندگی یک شخص یا یک گروه است.»[۱] که همین تعریف می‌تواند تعریف اصطلاحی سبک زندگی نیز باشد.
مؤلفه‌های سبک زندگی می‌تواند شامل؛ سبک زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی حتّی پزشکی نیز باشد. لذا مفهوم سبک زندگی بسیار عام است که شامل همه این مواردی که گفته شد، می‌شود.

کارکرد رسانه و آسیب‌های مخفی آن در تغییر سبک زندگی
«در مورد رسانه‌های امروزه می‌توان گفت؛ که کارکرد بیشتر رسانه‌ها این است که به تدریج سبک زندگی انسان‌ها را تغییر دهند و لذا به دنبال ارائه سبکی از زندگی هستند که بتوانند آن را در جامعه خودشان نهادینه کنند.»[۲]

امّا نکته‌ای که وجود دارد این است که ما نباید رسانه را به عنوان حلّال همه مشکلات قلمداد بکنیم؛ در حالی‌که فرهنگ کشور ما به گونه‌ای است که انتظار دارد هرموضوع اجتماعی، خانوادگی، فردی، فرهنگی و حتی اقتصادی را رسانه اصلاح کند. به عبارت دیگر؛ همه نگاه‌ها برای حل مسائل، یک طرف آن، به رسانه ختم می‌شود. امّا رسانه نمی‌تواند همه این مسائل را به راحتی حل کند.
چه بسا دلیل این نگاه‌ها و تصورات نسبت به رسانه این باشد که رسانه آمده است و جای بسیاری از مسائل مهم خانواده را گرفته است. به عنوان مثال؛ در بین خانواده‌ها متأسفانه مشاهده می‌کنیم که ارتباطات بین فردی و چهره به چهره کمتر دیده می‌شود. سبک و نوع و همچنین کمیت گفت‌وگوها تغییر پیدا کرده است.

علاوه بر آن وقتی خانواده‌ها را بررسی می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که خانواده‌های قابل توجّه‌ای هستند که برای تماشای تلویزیون، اینترنت، رایانه و... وقت می‌گذارند، ولی نسبت به گفت‌وگوی خانوادگی، ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر، تفریح به صورت خانوادگی، نه تنها وقت نمی‌گذارند، بلکه نسبت به آن اهمیّت چندانی هم نمی‌دهند.
لذا نتیجه این می‌شود که در درون خانواده‌ها ارتباط کلامی و ارتباط چشمی به شدّت پایین می‌آید، دیالوگی بین آن‌ها برقرار نمی‌شود، سلیقه‌ها صیقل نمی‌خورد، درحالی‌که این ارتباط‌ها و تضارب آراست که منجر به مهارت‌های زندگی برای اعضای خانواده می‌شود.

از طرفی، مهمانی رفتن و دیدوبازدیدها بسیار کاهش پیدا کرده است، درحالی‌که ازجمله مسائل مهم زندگی اسلامی است و تأکید بسیاری هم شده است؛
صله‌رحم و دیدوبازدید در قرآن و احادیث معتبر اسلامى از وظایف هر انسان مؤمنى دانسته شده است.
بنابر دستور خداوند، انسان نباید از عشیره و قوم خود كه سال‌هاى طولانی با آنان زندگى كرده است، دورى كند؛ زیرا دورى از آن محیط، به پژمردگى روح و كم‌نشاطى یا بى‌نشاطى فرد و جامعه مى‌انجامد. پیامبراكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌فرماید: «اَلازّیارَةُ تُنبِتُ المَوَدَّة» دیدار، محبّت و دوستی را زیاد می‌كند.[۳]

فرهنگ استفاده از رسانه
هر تکنولوژی که از غرب یا جای دیگری وارد فرهنگی می‌شود، حتّی اگر محتوای مناسبی هم داشته باشد، به تبع آن، بخش‌هایی از فرهنگ خودش را نیز به همراه خواهد آورد. به عنوان مثال؛ همین تلویزیون، تا قبل از ورودش در فرهنگ کشورمان همه اعضای خانواده، دور بزرگتر خانواده جمع می‌شدند و به صورت دایره‌وار می‌نشستند و سبب می‌شد که این روابط دوستانه، مهرومحبت و غیره درخانواده حکم فرما باشد.

امّا در حال حاضر همه وسائل منزل، به گونه‌ای چیده‌مان می‌شوند که رو به تلویزیون باشند و کمتر روبه‌روی هم می‌نشینیم. از طرفی دیگر متأسفانه فرهنگی که ما و بسیاری از كشورهای دیگر پیداکردیم این است كه همه برنامه‌های تلویزیون را تا جایی كه به برفك برسد نگاه می‌كنیم!
امّا این بدین معنی نیست که ما نمی‌توانیم از این تکنولوژی استفاده بهینه کنیم یا اینکه آن‌ها دور بیندازیم، بلکه رسانه لازم است نسبت به درست استفاده کردن از آن، فرهنگ سازی کند و از آن طرف خانواده‌ها نیز باید به این فرهنگ اقدام کنند؛ یعنی با یک برنامه‌ریزی درست می‌توان هم پای برنامه‌های مناسب تلویزیون نشست و هم ارتباط‌کلامی، صله‌رحم، دیدوبازید، تفریح و غیره در بین اعضای خانواده وجود داشته باشد.

نتیجه
بنابراین شکی نیست که نقش رسانه در ایجاد سبک زندگی می‌تواند بسیار مؤثّر باشد. امّا نباید از رسانه انتظار داشت که در همه مؤلفه‌های سبک زندگی که شامل؛ فرد، خانواده، اجتماع و غیره می‌شود به صورت تام و کامل ورود پیدا کند و مشکلاتی که در هریک از این مؤلفه‌ها وجود دارد به وسیله همین رسانه حل شود؛ زیرا ورود در همه این عرصه‌ها، آن هم بصورت تام و کامل مستلزم آن است که دیگرنهاد‌ها و همچنین خود مردم، کارکرد مصرف گرایانه‌ای نسبت به تولیدات رسانه داشته باشند؛ به عبارت دیگر رسانه نقش تولید و دیگران نقش مصرفی را خواهند داشت و به گونه‌ای خواهد شد که دیگران حتی خود مردم نقش و مسؤولیتی در ایجاد سبک زندگی نخواهند داشت.

از طرف دیگر استفاده محض از رسانه بافرض وجود تولیدات عالی، آسیب‌های جدّی به نهاد خانواده می‌زند که از جمله آن؛ کم شدن ارتباط‌کلامی و غیرکلامی اعضای خانواده باهم، کم شدن دیدوبازدید یا همان صله رحم که همگی در نهایت منجر به کم شدن مهارت‌های زندگی اعضای خانواده می‌شوند.
از این‌رو با یک فرهنگ سازی درست از سوی رسانه‌ها در نحوه درست استفاده کردن از رسانه و به علاوه آن با یک برنامه‌ریزی درست از سوی خود خانواده‌ها، می‌توان نتیجه درستی از استفاده درست و به اندازه از برنامه‌های رسانه، ارتباط درست بااعضای خانواده، صله رحم، تفریح خانوادگی و غیره را گرفت.

پی‌نوشتها:
[۱]. لغت نامه آکسفورد، ۱۹۹۰
[۲]. خانواده پویا، ج۱۰، ص۱۱
[۳]. سفینةالبحار و مدینةالحکم‌والآثار، شیخ عباس قمی، ج۱، ص۵۶۷





طبقه بندی: سبک زندگی،  خانواده و رسانه،  مقاله،  تهاجم فرهنگی، 
برچسب ها: رسانه، سبک زندگی، استفاده از رسانه، فرهنگ استفاده از رسانه، تغییر سبک زندگی، مفهوم سبک زندگی، کارکرد رسانه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
من پسری هستم سی و دو ساله و درخانواده مذهبی بزرگ شدم، تصمیم به ازدواج گرفتم لذا ازطریق یکی ازسایت‌های همسریابی اقدام به پیداکردن موردمناسب کردم.
دراین سایت، فقط دنبال دختران چادری و مذهبی بودم، باخانمی درظاهر بسیارمذهبی آشناشدم، بعد از جلسه دوم به دلم نشست. جلسه سوم به من گفت؛ قبلا ازدواج کرده و در زمان عقد طلاق گرفته، ولی رابطه جنسی بینشان نبوده است. من باکلی کلنجار رفتن باخودم، با این موضوع کنار آمدم. به هرحال باخانواده‌ام به خواستگاری او رفتیم. خانواده‌ام نیز از او راضی بودند؛ چون به ظاهر بسیار دخترمذهبی و با حیایی نشان می‌داد. ما دو ماه صیغه کردیم و بعد از آن عقدکردیم.

درزمان صیغه متوجه شدم که او گاهی اوقات، به من دروغ می‌گوید، ولی با خودم گفتم چیز مهمی نیست؛ از یک طرف دلبستگی به او و ازطرفی ذوق وشوق خانواده‌ام و دختر، مانع این شد که در زمان صیغه به هم بزنم، با وجود اینکه به شدت به او شک کرده بودم.

امّا بعد از عقد اتفاقاتی افتاد، که به علت این‌که ممکن است، شناسایی شوم ازگفتن آن معذورم. ولی تحت فشار این اتفاق، همسرم مجبور به اعتراف شد؛ که بعد طلاقش به مدت دوسال تبدیل شده بود به یک آدم بد و با پسرهای زیادی دراینترنت چت کرده بود؛ با برخی ازآن‌ها(به گفته خودش هفت نفر) رابطه حضوری داشته که مقداری هم به رابطه فیزیکی تبدیل شده بود و بدتر از آن، با یکی از همکارانش برای مدتی رابطه جنسی داشته، می‌گوید؛ همه‌اش باقصدازدواج بوده ولی برای من خیلی قابل قبول نیست.

الان، دو ماه از زمان فهمیدنم نمی‌گذرد، ماه اول که کاملا ذهنم قفل شده بود، ولی درحال حاضر بهتر شدم و می‌توانم کارکنم، امّا برای من خیلی سخت است که با او ادامه بدهم. خودش می‌گوید؛ توبه کرده است و می‌خواهد درست زندگی کند، ولی این‌قدر به من دروغ گفته که باورش برای من کمی سخت است. نمی‌گویم من خودم گناه نکردم، چرا من قبلا فیلم‌های پورنو نگاه می‌کردم و خودارضایی نیز درکنار آن گاهی داشتم.
ناگفته نماند سه جلسه هم پیش مشاور رفتیم، ولی باز هم نمی‌توانم باخودم کنار بیایم. او می‌گوید؛ خیلی مرا دوست دارد و نمی‌تواند دوری مرا تحمل کند، ولی من نمی‌دانم چکارکنم؟

پاسخ
در مطالبی که بیان شد چند نکته وجود دارد که یک یک آن‌ها مورد بررسی قرار داده می‌شود.
در ابتدا؛ کسانی که به دنبال فردمناسب در سایت‌های همسریابی هستند باید توجه داشته باشند که سایت‌های همسریابی می‌تواند به عنوان یک امکان در جهت شناخت فردمناسب، مفید باشند، منتها لازم است که افراد در این زمینه احتیاط کنند تا مورد سوءاستفاده دیگران قرار نگیرند، لذا افراد باید از این محیط فقط به اندازه آشنایی اوّلیّه استفاده کنند و آشنایی و ارتباط بیشتر را به خواستگاری  و بعد از آن موکول کنند.

در مورد دروغ‌گویی طرف مقابلتان باید عرض کنم که؛ در صورتی مانع ازدواج است وایجاد مشکل در زندگی مشترک می‌کند که فرد عادت و رویه‌اش دروغ‌گویی باشد، به طوری که در این زمینه به هیچ وجه قابل اعتماد نیست، امّا اگر به این حد نباشد، گرچه این کارش اشتباه و حرام است، امّا مانع ازدواج و تشکیل زندگی نیست، مگر اینکه این مقدار نیز برای شما قابل تحمل نباشد.
البته اگر اولا؛ ایشان از نظر ایمان و تقیدات دینی ضعیف نباشند و دوم اینکه؛ برای دروغ‌گویی‌شان دلیل داشته باشند و سوم اینکه؛ از دروغ گفتن خود، اظهار ناراحتی و پشیمانی کنند، می‌شود گفت؛ عادت به دروغ‌گویی ندارند.

در مورد روابطی که ایشان در گذشته با دیگران داشته است باید گفت؛ اگر از خطاهای گذشته پشیمان و توبه کرده است و این اطمینان برای شما هم به وجود آمده که ایشان از خطاهای گذشته‌ عبرت گرفته‌اند، می‌توانید ایشان را برای زندگی مشترک انتخاب کنید، زیرا هرفردی ممکن است در زندگی دچار اشتباه شود و بعد پشیمان و توبه کند. همچنانکه شما نیز در زندگی، دچار اشتباهاتی شده‌اید که باید توبه کنید. امّا برای اینکه از ایشان اطمینان حاصل کنید، می‌توانید فرصتی برای ایشان قرار دهید تا مطمئن شوید که نسبت به گذشته خود پشیمان و توبه کرده‌اند یا خیر. البته همین که ایشان، گذشته خودشان رابازگو کرده‌اند، تاحدودی دلیل بر همین پشیمانی است و گرنه اگر دختر هرزه‌ای بودند، هیچ وقت این مسأله را برای شما بیان نمی‌کردند.

ولی برای اینکه در آینده مشکل و سوءتفاهمی ایجاد نشود، از ایشان بخواهید که شفاف عمل کنند و چیزی را از همدیگر پنهان نکنید. البته اگر هم قصد ادامه زندگی با ایشان را داشته‌اید، باید ایشان را همانطوری که هست، بپذیرید و اگر هم در آینده حرف و حدیثی مابینتان ایجاد شد، این موارد را بازگو و سرکوفت نکنید، زیرا مشکلات را بیشتر می‌کند.

امّا برای فراموش کردن خیانت همسر از این راهکارها می‌توانید استفاده کنید؛

اول‌اینکه؛ برای فراموش کردن کار اشتباه طرف مقابلتان، او را ببخشید؛ یعنی توجه کنید که او هم مثل انسان‌های دیگر امکان خطا کردن را داشته است و بزرگواری حکم می‌کند که بخشیده شود.  
دوم‌اینکه؛  به این فکر کنید که اگر شما خطا می‌کردید، انتظار داشتید او شما را ببخشد.
سوم‌اینکه؛ با خدا معامله کنید؛ یعنی ببخشید تا خدا از شما بگذرد، چون قرآن‌کریم می‌فرماید؛ «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ. دیگران را ببخشید و به آن‌ها محبت و احسان کنید، مگر دوست ندارید که خدا هم خطاهای شما را ببخشاید؟»[سوره نور، آیه22]
چهارم؛ اگر نتوانستید ببخشید همسر را به عنوان یک آدم عیب‌دار قبول کنید.
پنجم؛ در مورد اینکه نتوانستید کار اشتباهش را فراموش کنید با طرف مقابلتان صحبت کنید، شاید با همدردی او آرام شوید.

امّا با همه این مطالب، در نهایت این مسأله به خود شما بستگی دارد که آیا می‌توانید با این قضیه در طول زندگی کنار بیایید یا خیر.





طبقه بندی: خانواده و رسانه،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: همسریابی، همسریابی اینترنتی، خیانت همسر، فراموش کردن خیانت همسر، سابقه رابطه دختر، ازدواج، خواستگاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
در خانه همه هست، هم‌نشین بسیاری از ماست، و انگار مثل یکی از اعضای خانواده‌مان شده لست. ساعت‌های زنده و مرده خیلی از ماها را با برنامه‌های زنده و مرده‌اش پر می‌کند، هم می‌تواند افق دیدمان را باز کند و هم می‌تواند یک «شب فکری» برایمان به ارمغان بیاورد. نام آن «جعبه جهان‌نما» یا تلویزیون است.

وقتی حوصله کودکمان را نداریم، زمانی که کار مهمی پیش‌رو داریم، هنگامی که می‌خواهیم کودکمان مزاحم صحبت‌های ما با همسرمان نشود و ... ممکن است بسیاری از ما به فرزندمان بگوییم «عزیز دلم! برو یک کم تلویزیون تماشا کن.»

لطفا یک هفته در کنار فرزندتان همه برنامه‌های تلویزیونی را که او تماشا می‌کند، نگاه کنید. خواهید دید که در برخی از این کارتون‌ها، فیلم‌ها و سریال‌ها، شخصیت‌های داستان، بارها و بارها از واژه‌های نامناسب استفاده می‌کنند و کودک شما با الگوگیری از آن‌ها، بددهنی را می‌آموزد؛ بنابراین به یاد داشته باشید که همه برنامه‌های این جعبه جادو مناسب نیستند.

پس برنامه‌هایی را برای دیدن کودکتان انتخاب کنید که از آسیب‌های اخلاقی دور باشند. این فرمایش امام جواد(ع) را فراموش نکنید که «کسی که به کلام گوینده‌ای گوش فرا دهد، با این گوش دادن، وی را بندگی کرده است. اگر گوینده از سخن از خدا می‌گوید، او خدا را بندگی کرده و اگر گوینده از زبان شیطان و افکار شیطانی سخن می‌گوید، شیطان را بندگی کرده است.»[1]

شما هم مواظب باشید و ببینید که کودکتان پای جعبه جادو، چه کسی را بندگی می‌کند.

پی‌نوشت:
[1]. الحدیث(روایات تربیتی)، ج2، ص129




طبقه بندی: سبک زندگی،  تربیت فرزند،  خانواده و رسانه، 
برچسب ها: جعبه جهان نما، تلویزیون، برنامه های تلویزیون، جعبه جادو، آسیب های اخلاقی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
با وجود اینکه در قرآن کریم و در بسیاری از روایات و همچنین در قانون اساسی به بحث تعاون بسیار تاکید شده است، پس چرا فرهنگ کار جمعی در جامعه ما ضعیف است؟ بعضی‌ها با داشتن توان کار، از کار می‌گریزند، علت کار گریزی در جامعه ما چیست؟

جواب
کار جمعی همانند بسیاری از مسائل دیگر فرهنگی، نیاز به فرهنگ سازی و آموزش آن در تمام بخش های جامعه است.

از طرفی به دلیل ملموس نبودن فعالیت‏های اداری و دولتی، کم‏کاری‏ها به راحتی به گردن دیگری می‏افتد و چون نظارتی هم در این رابطه وجود ندارد زمینه برای جولان عده‏ای سود‏جو و فرصت‌طلب ایجاد می شود که ثمره کار اشتباه آن‌ها رواج ثروت اندوزی، زندگی اشرافی و تجمل گرایی بین مردم شده است.

اما به نظر می آید هر چه کارها خصوصی‏ تر شود میزان ساعت کاری بالاتر می‏ رود، چون کار برای خود مردم است و سود آن مستقیم به آن‌ها برمی‏ گردد، بنابراین از هیچ تلاشی برای انجام کارها و امور محوله دریغ نمی ‏کنند.

بنابراین؛ هرچه کارها به بخش خصوصی و در واقع به مردم واگذار شود، آمار ساعت کاری مفید افزایش می‏ یابد.

لازم به ذکر است که خود این مسأله هم نیازمند فرهنگ سازی و تبلیغات از سوی رسانه هاست. به عنوان مثال؛ در جامعه به علت تبلیغات و آگاهی مردم نسبت به سودآور بودن ساختمان سازی گروهی، اشتیاق و رغبت بیشتری وجود دارد، لذا لازم است که در مورد تمام کارهای جمعی در جامعه به روشن‏گری و تبلیغ از طریق رسانه ها پرداخته شود و سطح آگاهی مردم ترقی کند.

البته خصوصی‏ سازی هم باید بر اساس تخصص و شایستگی افراد باشد و روابط نباید ضوابط را پایمال کند.




طبقه بندی: سبک زندگی،  خانواده و رسانه، 
برچسب ها: کار جمعی، فرهنگ کار جمعی، کارگریزی، خصوصی سازی، فعالیت های ادرای،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 تیر 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
این قصه، واقعیتی است که ممکن است در زندگی بسیاری از دختران نوجوان و جوان اتفاق بیفتد.
امروزه با گسترش ارتباطات، خطرات بیش تری انسان ها را تهدید می کند و تلفن همراه به حیاط خلوتی برای پسران و دختران تبدیل شده است.

شعار «هیچ کس تنها نیست» باعث شده تا انسان ها خود را در یک فضای مجازی امن ببیند؛ درحالی که تنهایی شان پس از ورود شبکه های ارتباطی نه تنها کم تر نشده، بلکه بیش تر هم شده است.

هرکس با خود خلوت کرده و به دنیای ذهنی خویش پناه برده است. در این میان، دخترانی هستند که به دلایل مختلف در بازی خطرناک ارتباط، شریک می شوند و پس از افسون عاطفی به خواب غفلت عمیقی فرو می روند.

اولین شگرد شکار توسط پسران به کار گرفته می شود: «شما با همه متفاوتید» و پس از جذب طرف مقابل در یک فرایند طولانی، آن ها را رها کرده و در دنیای وابستگی به دام می اندازند.




طبقه بندی: خانواده و رسانه،  مشاوره خانواده،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: هیچ کس تنها نیست، فضای مجازی، ارتباط دختروپسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 13  صفحات :
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic