زندگی فراز و نشیب‌های بسیاری دارد که اگر انسان ظرفیت لازم برای مقابل با مشکلات را نداشته باشد، حتی اگر در برهه‌ای از زمان عمل‌کرد مثبتی را نیز از خود نشان داده باشد، به مرور خسته خواهد شد و با اندک مقاومتی از طرف مقابل، قافیه را خواهد باخت. وقتی نیت‌ها خدایی باشد، ظرفیت لازم برای این کم و کاستی‌ها نیز افزایش خواهد یافت و این همان ‌چیزی است که فرد برای رسیدن به تغییرات مثبت لازم دارد.
صبر و بردباری به عنوان رکن اصلی اصلاح روابط اجتماعی، مطرح می‌شود که در فضای درونی خانواده وجودش اهمیت دوچندانی پیدا خواهد کرد؛ چرا که معمولا در فضای خانواده تعارفات رنگ می‌بازند و افراد راحت‌تر حرف دلشان را به هم بازگو می‌کنند بنابراین اگر صبر و حوصله کافی وجود نداشته باشد، در اندک مشاجره‌ای، فضا به سمت تیره و تار شدن سوق پیدا خواهد کرد.
لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید







بحث‌های که پایان ندارد




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: مشاوره، بحث بین زن ومرد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 | توسط : میهن بلاگ

سوال: از زندگی واقعا خسته شدم پدر من تعصبی است و از بچگی کارهای دخترانه را از من منع کرد و جدیدا مرا از رفت و آمد با دختر خالمم منع کرده، با اینکه دختر خوبی هست ولی اهل تیپ زدن می باشد و پدرم فکر می کند دختر بدی است. هر روز گریه  و بغض می کنم، دلم گرفته و حالم خراب است. یک روز دست خود را روی قرآن گذاشتم که خودم را نجات بدهم چه با خودکشی چه با فرار کردن از خانه. هیچ کس دوستم ندارد، کمکم کنید.

با عرض سلام واحترام به شما کاربر گرامی؛

لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید




بخاطر محدودیت های والدین، به فکر خودکشی و فرار افتادم!!!





طبقه بندی: تربیت فرزند، 
برچسب ها: محدودیت والدین، خودکشی، تربیت فرزند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 | توسط : میهن بلاگ
سوال: سلام، من سه سال پیش ازدواج کردم .از اول ازدواج تا همین الان شوهرم وقتی خونه میاد جلو تلویزیون دراز می کشد و انتظار دارد من نوازشش کنم اصلا متوجه نمی شود که من هم یک زن هستم و شاید خیلی بیشتر از ایشان نیاز به محبت و نوازش و عشق داشته باشم. بخاطر این رفتارهاش ما تا طلاق هم پیش رفتیم ولی وساطت بزرگترهامون نگذاشت جدا شویم اما من خیلی از این مرد و زندگی خسته شدم، چون فوق العاده آدم احساساتی هستم و با این حال با تمام احساسم برای ایشان همه کاری می کنم ولی واقعا خسته شدم هیچ وقت بدون او جایی نمی‌رفتم ولی الان به جایی رسیدم که با یک تعارف ساده با خانواده ام به سفره 6 روزه رفتم و انتظار داشتم وقتی برمی گردم دلش برام تنگ شده باشد ولی باز هم طبق معمول با اینکه شب کار بود و باید ساعت 9 شب می رفت از سر ظهر که بیدار شد رفت سرکار واقعا بریدم از این زندگی شما راهنماییم کنید چکارکنم؟
لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید






اصلا متوجه نیست منم به محبت نیاز دارم!!!




طبقه بندی: ارتباط با همسر، 
برچسب ها: محبت به همسر، روابط زناشویی، محبت، عشق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 | توسط : میهن بلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic