“نوروزگاه” تک کلمه ای نوپا و کودکی سه ساله در کشور است که تجربه ای متفاوت از همه کودکان دارد، تجربه ای از برپایی یک آئین در این مدت که باعث شده براساس هدف اش در همین مدت زمانِ کم بتواند جای خود را در یک زمانِ خاص و در همه ی کشور باز کند، کلمه ای که به مرور می تواند به یک آئین تبدیل شود
به همین دلیل در نخستین سال و برای نوروز ۱۳۹۵؛ برگزاری این آئین در استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان، کردستان، آذربایجان شرقی،گیلان ، گلستان ، خراسان رضوی،کرمان، فارس،اصفهان و تهران که به واسطه ی شرایط اقلیمی و قومیتی انتخاب شدند صورت گرفت. طرحی که قرار شد به اعترافِ آئین های فراموش شده یا در حال فراموشی بپردازد و از انحرافات دوری کند.

بنابراین از ابتدا این رویدادِ فرهنگی پایه گذاری شد تا به میراث ناملموسِ حوزه ی نوروز رسیدگی کند و موارد مغفول مانده و کمتر رسیدگی شده را رفع. از میان صحبت های مطرح شده توسط متولیان برگزاری “نوروزگاه” می شد به این نتیجه رسید که در سال اول یکی از بهترین قدم ها برداشته شد و به چشم اندازی که برای نخستین سال توقع می رفت، رسیده اند.

از همان ابتدا یعنی اسفند ۹۴ هم مسئولان تاکید می کردند که «”نوروزگاه” نه جشنواره است، نه یک گردهمایی و نه کاروانِ شادی»، بلکه نخستین معیاری که برای برگزاری این آئین انتخاب کردند و استان به استان برای برپایی اش مسیر پیمودند؛ «رویداد فرهنگی» بودنِ آئین چندین هزار ساله ی “نوروز” در هر نقطه از کشور بود.

“نوروزگاه” تک کلمه ای نوپا و کودکی سه ساله در کشور است که تجربه ای متفاوت از همه کودکان دارد، تجربه ای از برپایی یک آئین در این مدت که باعث شده براساس هدف اش در همین مدت زمانِ کم بتواند جای خود را در یک زمانِ خاص و در همه ی کشور باز کند، کلمه ای که به مرور می تواند به یک آئین تبدیل شود.

آئینی مردمی که براساس تفاهم های اولیه به نقل از مسئولانِ میراث فرهنگی قرار شد مردم هر شهر و هر نقطه از کشور برپا کننده ی آن باشند و سازمان میراث فرهنگی فقط فراهم کننده ی بستر در اجرای رویدادِ آن باشد، طرحی مردمی که به حضور مدیریت سازمان نیازی ندارد.

پس قرعه برای نوروز ۱۳۹۶ به همه ی استان های کشور افتاد تا این بار تجربه ی نوروزگاه سراسری باشد. قبل از آغازِ کار حرف هایی برای واگذاری این طرح به “معاونت گردشگری” سازمان میراث فرهنگی مطرح شدند، اما معاونت میراث فرهنگی بنا به وظیفه ی ذاتی اش در این زمینه، کارها را بر عهده گرفت، اما براساس نتیجه ای که سال دوم در برخی استان ها آن را چیزی شبیه به پیک یا کاروانِ شادی تعبیر می کردند، نه آئینی که در نخستین سال برگزاری اش با هدفی مشخص به جلو می رفت؛ به نظر می رسید به موفقیت چندانی دست پیدا نکرده است.

« دنیای سفر » این نوشته را از « ایسنا » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.

آئینی که امروز جهانی است و به واسطه ی همین جهانی بودنش در طول دو سال و با برگزاری آن به طور دائم قرار شد تا تلاش کند «آداب و رسومِ بین اجتماع مردم بازشناسانده شود».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *